خداى و بكشند ( 1 ) پيغمبران را بنا حق ( 2 ) و كارزار كنند با ( 3 ) آنان ( 4 ) كه فرمايند ( 5 ) به عدل ( 6 ) از مردمان مژده ده ايشان را به عذابى دردناك .
[ 409 - ر ]
ايشان آنانند كه ضايع شد عملشان ( 7 ) در دنيا و آخرت و نباشد ايشان را يارى ( 8 ) .
نبينى ( 9 ) آنان را كه دادندشان بهره از كتاب ( 10 ) مىخوانند ايشان را با كتاب ( 11 ) خداى تا حكم كند ميان ايشان ، پس برگردند گروهى از ايشان و ايشان برگرديده بودند .
اين براى آن است كه گفتند ( 12 ) : به ما نرسد آتش مگر روزهاى ( 13 ) شمرده ( 14 ) و بفريفت ايشان را در دينشان آنچه به دروغ مىبافتند ( 15 ) .
[ پس ] ( 16 ) چگونه باشد كه جمعشان كنيم ( 17 ) براى روزى كه نيست شكّ در آن امر ، و تمام بدهند ( 18 ) هر كسى را از آنچه كرده باشند ( 19 ) و برايشان ستم نكنند .
بگو اى
هامش
( 1 ) . آج ، لب ، فق : مىكشند .
( 2 ) . آج ، لب ، فق : را بى شبهه استحقاق .
( 3 ) . اساس كه نو نويس است . بكشند ، آج ، لب ، فق : و مىكشند ، با توجّه به مج ، وز تصحيح شد .
( 4 ) . اساس كه نو نويس است را ، با توجّه به مج ، وز زايد مىنمايد .
( 5 ) . آج ، لب ، فق : مىفرمايند .
( 6 ) . آج ، لب ، فق : براستى .
( 7 ) . آج ، لب ، فق : كه باطل است كارهاى ايشان .
( 8 ) . آج ، لب : و نيست ايشان را هيچ يارانى .
( 9 ) . آج : امى نگرستى ، فق : اگر ننگريستى .
( 10 ) . آج ، لب ، فق : توريت .
( 11 ) . آج ، لب ، فق : سوى نامه .
( 12 ) . آج ، لب ، فق هرگز .
( 13 ) . آج ، لب ، فق : چند روزى .
( 14 ) . مج به چند .
( 15 ) . آج ، لب ، فق : مىنمايند .
( 16 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج افزوده شد .
( 17 ) . مج ، وز : چون جمع كنند ايشان را ، آج ، لب ، فق : چون گرد آريم ايشان را .
( 18 ) . مج ، وز : تمام بدهد ، آج ، لب ، فق : تمام داده شود .
( 19 ) . مج ، وز : كرده باشد .