فَالْمُورِياتِ قَدْحاً ( 1 ) . پس براى آتش توريت خواند كه نور و ضياء است ، اين قول فرّاء است و بيشتر علما .
مؤرّج گفت ( 2 ) : اصل آن تورية است ، و آن كتمان و تعريض باشد ، و منه
الحديث كان رسول اللَّه - صلى اللَّه عليه و ( 3 ) آله : اذا اراد سفرا ورّى بغيره اى عرّض بغيره
، چون سفرى خواستى كردن ، رسول - عليه السلام - نمودى كه جاى دگر مىروم تا كافران كيد نتوانستندى كردن ، براى [ آن كه ] ( 4 ) توريت بيشتر معاريض و تلويحات است ، و گفتهاند : توريت به عبرانى « توروتو » باشد ، و معنيش شريعت باشد . و انجيل ، افعيل باشد من النّجل و هو الخروج ، بيرون آمدن باشد ، و فرزند را از اين جا « نجل » خوانند كه از شكم مادر بيرون آيد ، و قال الاعشى :
أنجب أزمان والده به
إذ نجلاه فنعم ما نجلا
براى آتش چنين خواند كه خداى تعالى حقّى و شرعى مندرس به او بيرون آورد . و گفتهاند : [ 389 - ر ] هو من النّجل ، اصل او از نجل است و آن فراخ چشمى باشد ، يقال : طعنة نجلاء و عين نجلاء ، اى واسعة ، براى آتش چنين خواند كه آن شرعى بود كه خداى تعالى بر ايشان موسع كرد ، و گفتهاند : به سريانى انگليون باشد .
و حسن بصرى انجيل خواند به فتح « الف » و باقى قرّاء به كسر . * ( مِنْ قَبْلُ ) * ، كوفيان گويند : رفع بر غايت است ، و بصريان گفتند : مبنى است بر ضمّ بناى عارض ، قال زهير
و ما بك من خير أتوه فانّه
توارثه آباء آبائهم قبل
* ( هُدىً لِلنَّاسِ ) * ، و براى آن لفظ تثنيه نگفت - و اگر چه او صفت توريت و انجيل است - براى آن كه مصدر است ، و مصدر را تثنيه و جمع نكنند . و محلّ او نصب است بر حال . و « هدى » را در آيت حمل توان كردن بر بيان و بر لطف ، و گفتهاند : مصدر است به معنى اسم فاعل يعنى هادى ، كما قال تعالى : إِنْ أَصْبَحَ ماؤُكُمْ غَوْراً ( 5 ) . . . ،
اى غايرا .
هامش
( 1 ) . سوره عاديات ( 100 ) آيه 2 .
( 2 ) . اساس كه در اين مورد نو نويس است : گفتهاند ، با توجّه به مج تصحيح شد .
( 3 ) . وز على .
( 4 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 5 ) . سوره ملك ( 67 ) آيه 30 .