جلّ جلاله - هر عاملى بر عملش سواء اگر به دل كرده باشد و اگر به جوارح ، بر آن واقف ( 1 ) كند و در حساب آرد ، آنگه آن را كه خواهد عفو كند و آن را كه خواهد عقوبت و ذلك قوله : إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْه مَسْؤُلًا ( 2 ) ، و اين معنى قول حسن و ربيع و قيس بن ابى حازم و روايت ضحّاك از عبد اللَّه عبّاس است ( 3 ) .
بعضى دگر گفتند : خداى تعالى بنده را بر همه فعلى از افعال محاسبه كند و مؤاخذه ، جز آن كه هر آنچه ( 4 ) از آن به قول و عمل كرده باشند آن را به قيامت عقوبت كند اگر توبه نكنند ، و آنچه بدان همّت كرده باشند به دل يا عزم كرد ( 5 ) بر آن از معصيت ، آن را جز به بيمارى ( 6 ) و مصائب و آفات و جز آن ( 7 ) كند .
و روايت كردند خبرى از عايشه از رسول - عليه السلام - كه گفت : در اين آيت اين متابعت خداى باشد بنده را بدانچه به دو رسد از تبى يا ( 8 ) نكبتى يا تبهى ( 9 ) كه در دست او شود و چيزى كه در گريوان ( 10 ) طلب كند نيابد ( 11 ) در آستين باشد تا بدانستن ( 12 ) غمى به دل او رسد تا مؤمن چون با پيش خداى شود از گناه پاكيزه باشد . چنان كه زر سرخ از كوره زرگر بيرون آيد ، و اين ( 13 ) بر وجه كفّارت بود آن گناه را ، و بيان اين قول رسول [ است ] ( 14 ) - عليه السلام - كه گفت :
لا يصيب المؤمن نصب و لا وصب و لا مخمصة حتّى الهمّ يهمّه ( 15 ) و لا اذى الَّا كفّر اللَّه به من خطاياه ،
گفت : مؤمن را هيچ رنجى و دردى و گرسنگى نرسد تا آن چيز كه او را غمگين كند ، و الَّا خداى تعالى به كفّارت گناهانش كند .
هامش
( 1 ) . مج : وقف .
( 2 ) . سوره بنى اسرائيل ( 17 ) آيه 36 .
( 3 ) . همه نسخه بدلها : ندارد ، ظاهرا كلمه « است » در اساس هم نو نويس است .
( 4 ) . همه نسخه بدلها بجز تب : هر چه .
( 5 ) . همه نسخه بدلها بجز تب : كرده .
( 6 ) . همه نسخه بدلها بجز تب ، وز : جزاء بيمارى .
( 7 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : احزان .
( 8 ) . همه نسخه بدلها بجز تب : و .
( 9 ) . فق ، مب : تبهتى ، دب : تبهمى .
( 10 ) . گريوان / گريبان .
( 11 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : نبايد .
( 12 ) . چاپ شعرانى ( 2 / 424 ) : تا بدان سبب .
( 13 ) . مج ، وز : و بر اين : ديگر نسخه بدلها : و به اين .
( 14 ) . اساس كه در اين مورد نو نويس است : ندارد ، با توجّه به مج افزوده شد .
( 15 ) . مج ، وز ، دب ، آج ، فق ، مر : بهمّه ، مج ، وز رواية .