هر كه از او خزيى ندانند ( 1 ) ، او عدل باشد .
و رسول - صلى اللَّه عليه و آله گفت :
لا يجوز شهادة خاين و لا خائنة [ 377 - ر ] و لا محدود و لا ذي حقد على اخيه و لا مجرب عليه شهادة زور و لا القانع مع اهل البيت [ يعني ] ( 2 ) الخادم لهم
، گفت : گواهى خاين و حدّ زده و حقود كينور ( 3 ) بر برادر مسلمان ، و نه آن كه او را به گواهى دروغ آزموده باشند ، و نه آن كه در سراى مرد خدمت او كند ، گواهى اينان مقبول نباشد ( 4 ) .
شافعى گفت : گواه را ده شرط بايد تا گواهى او مقبول باشد : بايد كه ( 5 ) آزاد بود ( 6 ) و بالغ و مسلمان و عدل ، و عالم باشد به آن گواهى كه دهد ، و به آن گواهى جرّ منفعت خود نكند و نه دفع مضرّت ، و معروف نباشد بكثرة الغلط و ترك المروّة ، و از ميان او و ميان مشهود عليه عصبيّت نباشد ، و گواهى زنان بر انفراد - آن جا كه گفتيم - مقبول باشد بنزديك شافعى در عيوبى ( 7 ) كه بر عورات زنان باشد ، و در استهلال كودك و رضاع و ولادت .
و ابو حنيفه نيز در اين مسائل موافقت كرد ، الَّا در رضاع كه در رضاع گواهى زنان بر انفراد روا نداشت .
امّا صفت گواهى و آن كه مرد كى شايد كه ( 8 ) گواهى دهد : طاووس روايت كرد از عبد اللَّه عبّاس كه گفت : رسول را ( 9 ) عليه السلام - پرسيدند از گواهى ، كه كى دهند و چگونه دهند ؟ گفت : آفتاب مىبينى ( 10 ) ؟ گفتند : بلى . گفت : هر گه كه همچنان دانى كه آفتاب روشن ، گواهى دهيد ( 11 ) و الَّا رها كنى ( 12 ) .
عبد اللَّه عبّاس روايت كرد از رسول - عليه السلام - كه گفت :
اكرموا الشهود فان الله يستخرج بهم الحقوق و يدفع بهم الظلم
، گواهان را اكرام كنى كه خداى تعالى
هامش
( 1 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : خيرى بدانند .
( 2 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 3 ) . اساس : كينور / كينه ور ، مب : كينه ورز .
( 4 ) . همه نسخه بدلها و .
( 8 - 5 ) . همه نسخه بدلها : تا .
( 6 ) . همه نسخه بدلها : باشد .
( 7 ) . دب ، فق ، مب ، مر : عيوب .
( 9 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : گفت از رسول .
( 10 ) . تب ، مر : آفتاب را مىبينيد .
( 11 ) . همه نسخه بدلها : بده .
( 12 ) . همه نسخه بدلها : رها كن .