باشد ، رجم بايد كردن او را .
و اگر دو مرد و چهار زن گواهى دهند بشنوند و لكن رجم نكنند ، حدّ زنند حدّ ( 1 ) زانى .
و اگر يك مرد ( 2 ) و شش زن گواهى دهند ( 3 ) [ قبول نكنند ] ( 4 ) و همه را حدّ مفترى بزنند .
و گواهى زنان در قتل و قصاص بشنوند چون مردان با ايشان باشند ، همچنان كه در اموال .
اگر مردى و دو زن گواهى دهند بر قتل و [ بر ] ( 5 ) جراح مقبول باشد .
و در دين چون مردى گواهى دهد و دو زن بشنوند ، چون دو زن گواهى دهند يا يك مرد ، مدّعى سوگند خورد تا به جاى يك گواه باشد و حاكم به آن حكم كند ، و اين مذهب اهل البيت است خاصّ .
* ( مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَداءِ ) * ، يعنى آنان كه مرضى باشند در ديانت و امانت و كفايت ، و مراد آن است كه مسلمان باشند و ظاهر ستر و مرتكب چيزى نباشند از قبايح ، و اخلال نكنند به واجبات اين معنى عدالت ( 6 ) است در گواهى . عمر خطَّاب ( 7 ) گفت : هر كه اظهار خير كند ، ما به او ظنّ خير بريم ، و بر آن دوست داريم او را ، و هر كه اظهار شرّ كند ، [ ما ] ( 8 ) به او گمان بد بريم و او را بر آن دشمن داريم . و چون مرد بر همسايه و رفيق و خويشاوند خود ثنا گويد ، شكّ مكنى در صلاح او .
نخعي گفت : هر كه از او تهمتى و ريبتى ( 9 ) پيدا نشود ، او عدل باشد ، [ و ] ( 10 ) شعبى گفت : هر كه مطعون نباشد در بطن و فرج ، او عدل بود . حسن بصرى گفت :
هامش
( 1 ) . اساس كه در اين مورد نو نويس است : بر آن ، با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 2 ) . اساس گواهى دهد ، با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد .
( 3 ) . اساس بشنوند ، با توجّه به تب ، مج ، وز ، زايد مىنمايد .
( 4 ) . اساس : ندارد ، از تب افزوده شد .
( 6 - 5 ) . تب ، دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : عدل ، مج ، وز : عدله .
( 7 ) . تب ، مج ، وز ، مب ، مر : عمر بن الخطَّاب ، آج ، لب : امير المؤمنين عليه السلام .
( 10 - 8 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 9 ) . مج : ريبتى و شبهتى .