كه كافر شدند . دگر آن كه : در عقل نكو نيايد كه كفر از او باشد و لعنت بر كفر ، هم از او باشد . * ( فَقَلِيلًا ما يُؤْمِنُونَ ) * ، « ما » زيادت است ، و روا بود كه مصدريّه باشد ، و تقدير چنين باشد : فقليلا يقع ( 1 ) منهم الايمان ، و نصب « قليلا » بر حال باشد .
و ابو عبيده گفت : نصب ( 2 ) به نزع حرف جرّ است ، و معنى آن است كه : بقليل يؤمنون و باكثره يكفرون ، به كمتر ايمان دارند و به بيشتر كافرند . چون حرف جرّ بيفگندند فعل به دو رسيد ( 3 ) و عمل كرد در او چنان كه : وَاخْتارَ مُوسى قَوْمَه سَبْعِينَ رَجُلًا ( 4 ) . . . ، و المعنى من قومه .
واقدي گفت : مراد نفى ايمان است به جملهء قليل و كثير ، چنان كه يكى از ما گويد : قلّ ما رأيت مثله ، من چون او كم ديدم ، و معنى آن است كه : چون او خود نديدم .
* ( وَلَمَّا جاءَهُمْ كِتابٌ مِنْ عِنْدِ اللَّه مُصَدِّقٌ لِما مَعَهُمْ ) * ، چون به ايشان آمد كتاب از نزديك خداى . مراد به « كتاب » قرآن است . « مصدّق » ، صفت كتاب است ، براست دارنده آن را كه با ايشان است يعنى توريت را ، [ و « ما » موصوله است ] ( 5 ) * ( وَكانُوا مِنْ قَبْلُ ) * ، يعنى من قبل خروج النّبى - عليه السّلام [ او من قبل مجىء الكتاب ] ( 6 ) . و كوفيان اين « من » را غايت گويند ( 7 ) ، و رفع او بر غايت بود .
و بصريان مبنى بر ضمّ گويند اين را بناى ( 8 ) عارض ، و معنى آن باشد ( 9 ) كه مضاف اليه از ( 10 ) لفظ بيفگنند و در نيّت و دل بر جاى باشد آن را بنا كنند ، و كذلك جميع الجهات من قبل و من بعد و من فوق و من تحت . * ( يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا ) * ، طلب فتح كردندى بر كافران .
و سبب نزول اين آن بود كه : جهودان پيش از آمدن رسول - عليه السّلام - چون با مشركان خصومت و مناظره كردندى ، گفتندى : اگر پيغمبر آخر زمان كه محمّد است
هامش
( 1 ) . آج : در حاشيه آورده است « يصح » ، دب ، لب ، فق ، مب ، مر : يفتح .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها او .
( 3 ) . مج ، وز ، دب ، لب ، فق ، مب ، مر : رسد .
( 4 ) . سورهء اعراف ( 7 ) آيهء 155 .
( 5 ) ، 6 . اساس : ندارد ، از مج افزوده شد .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها : خوانند .
( 8 ) . مب : به بناى .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها : و معنى اين آن بود .
( 10 ) . همهء نسخه بدلها : آن .