لعمرك ما لام ابن اخطب نفسه
و لكنّه من يخذل اللَّه يخذل
لجاهد ( 1 ) حتّى يبلغ ( 2 ) النّفس جهدها
و حاول يبغى العزّ كلّ مغلغل
امير المؤمنين - عليه السّلام - در جواب او اين بيتها بگفت :
لقد كان ذا جدّ و جدّ بكفره
فقيد الينا فى المجامع يقتل
فقلَّدته بالسّيف ضربة محفظ
فصار الى قعر الجحيم يكبّل
فذاك مآب الكافرين و من يكن
مطيعا لأمر اللَّه فى الخلد ينزل ( 3 ) .
پس اين خزى در دنيا آن ( 4 ) است كه بر ايشان رفت از قتل مردان و سبى زنان و غنيمت اموال .
قوله تعالى : * ( وَيَوْمَ الْقِيامَةِ ) * ، نصب او بر ظرف است و عامل در او « يردّون » ، و اين فعل را مجهول خوانند يعنى فاعلش مجهول است و فعل ما لم يسمّ فاعله خوانند و فعل مبنى ( 5 ) براى مفعول به ، به اين هر سه نام فعلى بود كه معدول ( 6 ) بود از اصل خود ( 7 ) ، اعنى از اسناد با فاعل به اسناد با مفعول به ( 8 ) ، و روز قيامت ايشان را با سختترين ( 9 ) عذابى برند ، و اين لفظ آن جا گويند كه ايشان وقتى ديگر آن جا بوده باشند ، و لكن فعل مبتدا را هم ردّ و عود گويند ( 10 ) چنان كه شاعر گفت :
فان تكن الايّام احسنّ مرّة
الىّ فقد عادت لهنّ ذنوب ( 11 )
و جوابى ديگر از اين آن است كه : ردّ اين جا بر جاى خود است ، چه ( 12 ) ايشان را از اين خزى و نكال و عذاب دنيا كه ذكر كرديم با عذاب دوزخ خواهند بردن . پس معنى ردّ بر جاى خود است و همچنين در بيت ( 13 ) : لأنّ ( 14 ) من عادة الأيّام و الغالب عليها
هامش
( 1 ) . مج ، دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : فجاهد .
( 2 ) . اساس : بلغ ، با توجّه به دب ، تصحيح شد .
( 3 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : منزل .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها : اين .
( 5 ) . مب را .
( 6 ) . مج ، وز : عدول .
( 7 ) . مج ، وز ، دب بگردانيد ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر نگردانيد .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها : مفعول .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها : سختتر .
( 10 ) . همهء نسخه بدلها بر توسّع .
( 11 ) . همهء نسخه بدلها مىگويد اگر روزگار وقتى با من احسان كرد اكنون گناهانش باز آمد و او را گناه نبود اوّل تا به دوم حال باز آيد .
( 12 ) . آج ، لب ، فق ، مب : اگر چه ، دب : چرا كه .
( 13 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : همچنين در خبر است .
( 14 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : الا انّ .