خون خود نريزد ، يعنى بعضى خون بعضى ، پس خون ايشان را بمثابت يك نفس كرد ، گفت : خون ( 1 ) آنان ريختن كه از جنس و قبيل و ملَّت و دين شما باشند ، همچنان باشد كه خون خود ريختن . * ( وَلا تُخْرِجُونَ أَنْفُسَكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ ) * ، و خويشتن را از سرايهاتان بيرون نكنى همين معنى دارد ، يعنى بعضى بعضى را اخراج نكنى ، چون قوم همه از يك ملَّت و يك جنس بودند همه را يكى خواند ، چنان كه رسول - عليه السّلام - گفت :
المؤمنون كنفس واحدة ،
يك معنى اين است .
و يك معنى آن كه : آن كس كه كسى را بكشد و شرع راه ( 2 ) چنان نهاده باشد كه او را به قصاص باز بايد كشتن ، به معنى چنان است كه خود را كشته است ، چنان كه حق تعالى گفت : وَلَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ ( 3 ) .
و جماعتى مفسّران گفتند : آيت در شأن بني قريظه و بنى النّضير ( 4 ) آمد كه خداى تعالى ايشان را فرمود كه : يكدگر را نكشند ، و قوى ضعيف را بر مال و ملك خود ( 5 ) غلبه نكند و سراى و ملك او به غصب ( 6 ) نگيرد ، و اگر كسى از ايشان اسيرى بگيرد فديه كند ( 7 ) [ 109 - ر ] و باز خرند او را به آن دو ( 8 ) وفا نكردند ، به يكى وفا كردند .
* ( ثُمَّ أَقْرَرْتُمْ وَأَنْتُمْ تَشْهَدُونَ ) * ، پس اقرار دادى و گواهى مىدهى بر آن ، اقرار بر خود و گواهى ( 9 ) بر ديگران ، و « واو » حال راست .
و خلاف كردند در آن كه اين حكم ( 10 ) با ايشان بود يا با اسلاف ايشان . ابو العاليه گفت : اين قصّهء اسلاف ايشان است ، خداى تعالى حوالت با ايشان كرد ، چنان كه در آيات متقدّم برفت ( 11 ) . عبد اللَّه عبّاس گفت : خطاب با ايشان است و مراد ايشانند ، اعني جهودان عهد رسول - عليه السّلام . و حمل كردن بر عموم اوليتر باشد تا فايده را شاملتر بود ، چه از ميان هر دو قول تنافى نيست .
هامش
( 1 ) . وز ، دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : چون خون .
( 2 ) . مر : راه شرع .
( 3 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 179 .
( 4 ) . وز ، دب ، لب ، فق ، مب ، مر : بنى النّضر .
( 5 ) . وز ، دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : او .
( 6 ) . فق ، مب : به غضب .
( 7 ) . وز ، دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : كنند .
( 8 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب : او را به روى .
( 9 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر مىدهى .
( 10 ) . آج ، لب خالص ، فق ، مب ، مر : خاص .
( 11 ) . وز ، دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر و .