توريت و كافر مىشوى به بهرى ، چه باشد پا داشت ( 1 ) آن كه ( 2 ) اين كند از شما ؟ مگر رسوايى در زندگانى دنيا ، و روز قيامت باز برندشان با سختتر عذاب ، و نيست خداى غافل از آنچه ايشان مىكنند [ 107 - پ ] .
قوله تعالى : * ( وَإِذْ أَخَذْنا ) * ، و ياد كن اى محمّد ( 3 ) . « اذ » ظرف زمان ماضى بود و ظرف معمول باشد ، و معمول را عامل بايد ، لابد فعلى تقدير بايد كردن .
چون فرا گرفتيم ( 4 ) پيمان بنى اسرايل يعنى پسران يعقوب بر آن كه جز خداى را نپرستند ، يعنى بر توحيد خداى و بر آن كه خداى را يكى دانند و يكى گويند و با او همتا و انباز نگيرند .
عبد اللَّه عبّاس گفت : ميثاق عهدى سخت باشد ، و وثيقه كه استوارى بود از اين جاست ، و واثق استوار بود .
* ( لا تَعْبُدُونَ ) * ابن كثير و حمزه و كسائى به « يا » خوانند ، و باقى قرّاء به « تا » خوانند على الخطاب . آنان كه به مغايبه خوانند ، گويند : ضمير راجع است با بنى اسرايل ، و آنان كه بر خطاب خوانند ، حمل كنند بر آن كه باقى آيت بر خطاب است من قوله : * ( قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً وَأَقِيمُوا الصَّلاةَ ) * تا به آخر آيت .
و بصريان گفتند : « ان » مضمر است اين جا ، و همچنين في قوله : * ( لا تَسْفِكُونَ دِماءَكُمْ ) * ( 5 ) * ( . . . ) * ، و كذلك في قوله : أَ فَغَيْرَ اللَّه تَأْمُرُونِّي أَعْبُدُ ( 6 ) . . . ، تقدير آن است كه : ان لا تعبدوا و ان لا تسفكوا ، و ان لا تخرجوا ، و لكن چون « ان » بيفگند فعل با حال رفع شد ، چنان كه طرفه گفت :
الا ايّهذا اللَّائمي ( 7 ) احضر الوغا
و ان اشهد اللَّذّات هل انت مخلدى
و تقدير آن است : ايّهذا اللَّائمى ( 8 ) [ فى ] ان احضر الوغا .
هامش
( 1 ) . مج ، دب : پاداش .
( 2 ) . مج ، وز ، دب ، آج ، لب ، فق : آن كس كه .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها براى آن كه .
( 4 ) . مج ، وز ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : ها گرفتيم .
( 5 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 84 .
( 6 ) . سورهء زمر ( 39 ) آيهء 64 .
( 7 ) . اساس : اللَّاتى ، با توجّه به نسخه مج و اتّفاق نسخه بدلها ، تصحيح شد .
( 8 ) . اساس : ندارد ، از مج افزوده شد .