يقال لهم : « ادخلوها » ، و نظاير او در مواضع خود بيايد . « كلوا » ، صيغت امر است و مراد اباحت . * ( مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ ) * ، گفتند : به طيّبات حلال خواست ، براى آن كه حلال پاكيزه باشد . و چون خداى تعالى روزى را طيّب مىخواند ، دليل كند بر آن كه حرام روزى نباشد .
دگر آن كه : خداى تعالى يا امر مىكند يا اباحت ، و به هيچ حال حرام نه مأمور ( 1 ) باشد نه مباح ، بل محظور و ممنوع باشد . * ( وَما ظَلَمُونا ) * ، به ما زيان نكردند ، و لكن به خود زيان كردند .
و قولى دگر آن كه : به ما نقصان ( 2 ) نكردند ، به خود كردند و حظَّ خود از خير بكاستند بر ظلم لغوى چه ما را از كفر ( 3 ) و ايمان ايشان زيادت و نقصانى نبود .
ابو هريره روايت كند از رسول - عليه السّلام - كه گفت : اگر نه آن بود كه بنى اسرايل از طعام ذخيره نهادند و شرط را مخالفت كردند تا تباه شد ، هرگز هيچ طعامى تباه نشدى .
قوله - عزّ و علا :
وَ إِذْ قُلْنَا ادْخُلُوا هذِه الْقَرْيَةَ فَكُلُوا مِنْها حَيْثُ شِئْتُمْ رَغَداً وَادْخُلُوا الْبابَ سُجَّداً وَقُولُوا حِطَّةٌ نَغْفِرْ لَكُمْ خَطاياكُمْ وَسَنَزِيدُ الْمُحْسِنِينَ ‹ 58 › فَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَلَمُوا قَوْلًا غَيْرَ الَّذِي قِيلَ لَهُمْ فَأَنْزَلْنا عَلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا رِجْزاً مِنَ السَّماءِ بِما كانُوا يَفْسُقُونَ ‹ 59 ›
چون گفتيم در شوى در اين ده ، بخورى از آن جا هر كجا خواهى بسيار ، و در شوى به در سجده كننده ، و بگويى بيامرز ما را تا بيامرزيم شما را گناهانتان ، و بيفزاييم نكوكاران را .
[ 89 - پ ]
بدل ( 4 ) كردند [ آنان كه بيداد كردند ] ( 5 ) سخن ( 6 ) جز آن كه گفته بودند ايشان را فرو فرستاديم بر آنان كه بيداد كردند عذابى از آسمان به آن نافرمانى كه كردند .
هامش
( 1 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب : مأمور به .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها : نقصانى .
( 3 ) . دب : چه آن كفر .
( 4 ) . فق : پس بدل .
( 5 ) . اساس : ندارد ، از مج افزوده شد .
( 6 ) . مج ، وز : سخنى .