ايمان ندارند .
* ( يُخادِعُونَ اللَّه ) * ، خداى را مىفريبند . اصل اين كلمه در لغت « اخفا » باشد ، و نهانخانه را « مخدع » خوانند . پس منافق مخادع است از آن جا كه كفر در دل پوشيده مىدارد . بعضى دگر گفتند : اصل « خدع » در لغت فساد بود ، من قول الشّاعر :
أبيض اللَّون لذيذ طعمه
طيّب الرّيق إذا الرّيق خدع
اى فسد و تغيّر . پس معنى آن بود كه : تباه مىكنند آنچه به زبان مىگويند به آن كفر كه در دل دارند .
امّا آن كه خداى را چگونه مىفريبند ، و اين بر خداى روا نباشد ، چند قول گفتند : يكى قول آن است كه ، ايشان چنين گمان بردند و اعتقاد كردند كه : آنچه ايشان كردند خدع است ، و اين بر خداى بشود و روا باشد . حق تعالى از اعتقاد و گمان ايشان خبر داد .
قولى ديگر آن است كه : يعاملون اللَّه معاملة المخادع ، ايشان با خداى تعالى آن كردند كه مخادع كند از اظهار ايمان و ابطان كفر . خداى تعالى فعل ايشان را « خداع » [ خواند ] ( 1 ) بر توسّع و مجاز از آن جا كه صورت خداع داشت .
قولى ديگر آن است كه : حق تعالى براى تغليظ آن كار و تقبيح و تهجين ايشان ، و خبر از عظم كفرشان ، آن خداع حوالت با خود كرد ، و مراد از آن رسول بود - عليه السّلام - و مؤمنان ، چنان كه گفت : إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّه ( 2 ) . . . ، اى يؤذون اولياء اللَّه ، و بر عكس اين چون خبر داد از عظم حال خمس كه از غنيمت بايد دادن ، به خود حوالت كرد ، و اگر چه او از آن مستغنى است ، و آن به پيغامبر يا به امام رسد ، گفت :
وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّه خُمُسَه ( 3 ) . . . ، سهمى به نصيب خود بنهاد ، و آن پيغامبر را يا امام را باشد .
« و الَّذين » ، اسمى موصول است ، و آنچه از پس او آيد صلهء او باشد . و صله و موصول در محلّ نصب است براى آن كه بر منصوب معطوف است ، تقدير چنين است كه : يخادعون اللَّه و المؤمنين و ما يخدعون الَّا انفسهم .
هامش
( 1 ) . اساس : ندارد ، از مج افزوده شد .
( 2 ) . سورهء احزاب ( 33 ) آيهء 57 .
( 3 ) . سورهء انفال ( 8 ) آيهء 41 .