اميد باشد تو را به وصول درجات و نجات از دركات .
از امير المؤمنين على - عليه السّلام - پرسيدند از تقوى ، گفت : متّقى آن باشد كه اگر جملهء اعمال او بر طبقى نهند از روى مثل ، و دستارى بر روى آن نه افگنند و گرد همهء جهان بگردانند ، بر آن جا چيزى نباشد كه او را از آن شرم بايد داشتن ، و ( 1 ) خبر رسول - عليه السّلام - است كه گفت :
لا يبلغ العبد حقيقة التّقوى حتّى يدع ما لا بأس به حذرا ممّا به البأس
، گفت : بنده به حقيقت تقوى نرسد تا آنچه با آن باكى نبود رها كند ترس آن را كه به آن باكى بود . و بهترين خصال تقوى اين است كه زاد سفر قيامت است . وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوى ( 2 ) . . . ، قال الشاعر :
يريد المرء [ أن يعطى مناه
و يأبى اللَّه إلَّا ما أرادا
يقول المرء ] ( 3 ) فائدتي و مالي
و تقوى اللَّه أفضل ما استفادا
قوله : * ( الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ ) * ، بدان كه حقيقت ايمان تصديق به دل باشد ، هم در لغت و هم در شرع . و اين لفظ چنان كه در اصل وضع آمد ، و آن تصديق است ، بمانده است ، بيانش قوله تعالى في قصّة يعقوب : وَما أَنْتَ بِمُؤْمِنٍ لَنا وَلَوْ كُنَّا صادِقِينَ ( 4 ) ، اى بمصدّق [ 19 - ر ] . و اين متّفق عليه است كه اگر كسى دعوى نقل كند ، دليل بر او باشد . و در فقد دليل ، دليل باشد بر بطلان اين دعوى . ديگر آن كه ، خداى - عزّ و جلّ - هر كجا ايمان گفت در قرآن ، به دل باز بست و اضافت با دل كرد ، چنان كه گفت : مِنَ الَّذِينَ قالُوا آمَنَّا بِأَفْواهِهِمْ وَلَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ ( 5 ) . . . ، و چنان كه گفت : وَقَلْبُه مُطْمَئِنٌّ بِالإِيمانِ ( 6 ) . . . ، و چنان كه گفت : أُولئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الإِيمانَ ( 7 ) . . . ، و چنان كه گفت : قالَتِ الأَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَلكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَلَمَّا يَدْخُلِ الإِيمانُ فِي قُلُوبِكُمْ ( 8 ) .
ديگر آن كه حق - جلّ جلاله - هر كجا ذكر ايمان كرد ، عمل صالح به آن مقرون
هامش
( 1 ) . آج ، لب ، فق ، وز : در .
( 2 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 197 .
( 3 ) . اساس كه در اين قسمت نو نويس است : ندارد ، به قرينهء مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 4 ) . سورهء يوسف ( 12 ) آيهء 17 .
( 5 ) . سورهء مائده ( 5 ) آيهء 41 .
( 6 ) . سورهء نحل ( 16 ) آيهء 106 .
( 7 ) . سورهء مجادله ( 58 ) آيهء 22 .
( 8 ) . سورهء حجرات ( 49 ) آيهء 14 .