بر وى گشاده ، و بر آن درها پردهها فرو گذاشته ، و بر آن صراط داعيى ( 1 ) استاده و خلقان را دعوت مىكند ، مىگويد : اى مردمان ! در راه آيى ( 2 ) و ميل مكنى ( 3 ) از اين راه . و از بالاى آن صراط ، داعيى ( 4 ) ديگر دعوت مىكند . چون مرد خواهد كه از آن درها يكى بر گشايد ، آن داعى گويد : ويلك ! نگشايى كه اگر بر گشايى در شوى . آنگه گفت : « صراط » ، اسلام است و آن پردهها حدهاى خداست ، و آن درهاى گشاده محارم خداست ، و آن داعى بر صراط كتاب خداست ، و آن داعى كه از بالاست ( 5 ) واعظ خداست در دل هر مسلمانى . و استقصاى كلام در « هدى » و اقسام و وجوه او و معانيش بيايد ، في قوله تعالى : هُدىً لِلْمُتَّقِينَ ( 6 ) .
اكنون آنچه محتمل آيت است ، يكى بيان است تا معنى إهدنا ، « بيّن لنا » باشد ، يا لطف است [ 15 - پ ] تا معنى « الطف ( 7 ) » باشد ، يا زيادت الطاف بود تا معنى « زدنا لطفا » باشد ، كما قال ( 8 ) تعالى : وَزِدْناهُمْ هُدىً ( 9 ) ، و به معنى ارشاد و تثبيت و جز آن همه راجع است با اين سه قول - و اللَّه تعالى اعلم .
قوله : * ( صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ ) * ، اين « صراط » دوم ( 10 ) ، بدل باشد از صراط مستقيم ، يعنى طريق آنان كه نعمت كردى ( 11 ) بر ايشان به توفيق و رعايت و منّت كه نهادى برايشان به توفيق و هدايت .
و عبد اللَّه بن عبّاس گفت : قوم موسى و عيسىاند پيش از آن كه نعمت بر خود بگردانيدند . شهر بن حوشب گفت : اهل بيت رسولاند و اصحاب او - عليه الصّلاة و السّلام و عليهم السّلام .
عكرمه گفت : أنعمت عليهم بالثّبات على الايمان و الاستقامة كما قال ( 12 ) تعالى :
إِنَّ الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّه ثُمَّ اسْتَقامُوا ( 13 ) .
هامش
( 1 ) . لب ، فق ، مر : داعى .
( 2 ) . آيى / آييد .
( 3 ) . مكنى / مكنيد .
( 4 ) . فق ، مر : داعى .
( 5 ) . مج ، دب ، فق ، وز ، مب ، مر : از بالاى آن است ، آج ، لب : كه آن بالا است .
( 6 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 2 .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها لنا .
( 8 ) . آج ، لب ، فق ، وز ، مب ، مر اللَّه .
( 9 ) . سورهء كهف ( 18 ) آيهء 13 .
( 10 ) . دب : دويم .
( 11 ) . مب ، مر : انعام كردى .
( 12 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر اللَّه .
( 13 ) . سورهء فصّلت ( 41 ) آيهء 30 ، سورهء احقاف ( 46 ) آيهء 13 .