و إيّاك نستعين ، تا كار صعب آسان شود .
قوله تعالى : * ( اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ ) * ، امير المؤمنين على بن ابى طالب - عليه السّلام - و أبى كعب مىگويند معنى آن است ( 1 ) : ثبّتنا ، ما را بر راه راست بدار چنان كه آن كس كه در فعلى باشد ، گويى هم اين مىكن ، و ايستاده را گويى : قف حتى أعود إليك ، معنى نه آن است كه تو واقف نه اى ، يعنى بر سر وقوف مىباش تا آمدن من . سدّى و مقاتل گفتند : أرشدنا ، راه نماى ما را . يقال : هديته للدّين و إلى الدّين و للطَّريق و إلى الطَّريق هدى و هداية ، جز آن كه « هدى » در دين باشد ، و « هدايت » در راه .
ضحّاك مىگويد : « ألهمنا » ، و بعضى ديگر گفتند : « بين لنا » و معانى متقارب است ، و معنى همان باشد كه در باب استعانت برفت از سؤال الطاف و توفيق و ازاحت علَّت و نصب ادلَّت . و به هيچ وجه مراد به « هدى » در آيت ايمان نيست ، براى آن كه در قول عبد اللَّه عبّاس : « صراط مستقيم » دين اسلام است ، و راه چيزى جز آن چيز باشد . پس مراد مقدّمات ايمان بود و آنچه به ايمان نتوان رسيدن جز به آن ، و آن فعل خداى تعالى است از الطاف و تمكين كه ذكر كرده شد .
ديگر آن كه : از خداى تعالى آن خواهند كه فعل خدا باشد ، و ايمان فعل بنده است به دليل امر و نهى و وعد و وعيد و مدح و ذمّ و ثواب و عقاب ، به دليل وقوعش عند قصد و دواعى ( 2 ) او و انتفايش عند صوارف ، و [ كراهت ] ( 3 ) او با سلامت احوالش ، و اين معنى به جايگاهى ( 4 ) ديگر مستقصى گفته شود - ان شاء اللَّه تعالى وحده .
قوله تعالى : * ( الصِّراطَ ) * ، به اصل ( 5 ) « سين » است ، اشتقاق او من « سرط » بود ، براى آن كه پندارى روندگان را فرو مىبرد ، و لكن براى اطباق [ ط ] ( 6 ) ، « سين » را « صاد » كردند ، قال الشّاعر ( 7 ) :
شحنّا أرضهم بالخيل حتّى
تركناهم أذلّ من الصّراط ( 8 )
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها كه .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها : داعى .
( 3 ، 6 ) . اساس : ندارد ، از مج افزوده شد .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها بجز مب ، مر : به جايهاى ، مب ، مر : به جاى .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مج : اصل كلمه ، مج : كلمه .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها : و عامر بن الطَّفيل مىگويد .
( 8 ) . مج : من السّراط .