الدّين ، اين را براى آن روز دين مىخواند ( 1 ) كه روزى است كه در او هيچ به كار نيايد و سود ندارد مگر دين ، پس روز دين از اين وجه است ، و بر اين قول ، « دين » اسلام باشد . و اين قول در معنى آن آيت بود كه خداى تعالى مىگويد : يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَلا بَنُونَ ، إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّه بِقَلْبٍ سَلِيمٍ ( 2 ) ، و نيز مىگويد : وَما أَمْوالُكُمْ وَلا أَوْلادُكُمْ بِالَّتِي تُقَرِّبُكُمْ عِنْدَنا زُلْفى إِلَّا مَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صالِحاً ( 3 ) .
اگر گويند ، چگونه گفت : ملك ( 4 ) يوم الدّين ، و « يوم » عبارت است از طلوع شمس ، و در آن روز شمس نباشد ؟ الجواب ( 5 ) گوييم : عبارت مىكند به « يوم » ، از اوقاتى كه در او ( 6 ) تاريكى نباشد ، چنان كه در روز ، [ پس ] ( 7 ) بر سبيل تشبيه آن را يوم مىخواند ، و جواب همين باشد في يوم القيامة ، و يوم التّلاق ، و يوم التّغابن . و هر كجا در قرآن كه خداى تعالى ذكر يوم مىكند ، مراد قيامت است .
قوله تعالى : * ( إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ ) * ، « إيّاك » و « إيّا » ضمير منصوب منفصل باشد ، و « كاف » خطاب راست ، و او را محلَّى نبود از اعراب نزديك بصريان چون « كاف » ذاك و ذلك ، و نزديك كوفيان در محلّ جر بود به اضافت « إيّا » با او .
پس بنزديك ايشان دو اسم ضمير است مضاف ( 8 ) يكى از او منفصل و يكى متّصل و لكن اضافت او جز با ضمير نكنند ، با اسماء ظاهره نكنند ، لا يقال : إيّا زيد ! جز كه از خليل حكايت كردند كه او گفت : در لغت بعضى عرب هست كه : اذا بلغ الرّجل السّتين فإيّاه و إيّا الشّواب . و در اين باب قول بصريان معتمد است .
و در اصل « إيّا » ، دو قول گفتند : ابو زيد گفت : اصل او « اى يا » بوده است ، « اى » تنبيه را و « يا » ندارا . پس حمزه را مكسور كردند و « يا » را در « يا » ادغام كردند ، « إيّا » گشت .
هامش
( 1 ) . آج ، لب ، فق ، مب : دين خواندند .
( 2 ) . سورهء شعرا ( 26 ) آيهء 88 و 89 .
( 3 ) . سورهء سبأ ( 34 ) آيهء 37 .
( 4 ) . اساس : به صورت « مالك » هم خوانده مىشود .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها : جواب .
( 6 ) . مج ، دب ، وز : در آن اوقات ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : در آن روز اوقات .
( 7 ) . اساس : ندارد ، از مج افزوده شد .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها يكى با يكى .