آن كه اين نه آن باشد و آن نه اين .
و شبههء آن كه گويند في قوله تعالى : ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِه إِلَّا أَسْماءً سَمَّيْتُمُوها ( 1 ) . . . ، و ايشان اسما را نمىپرستيدند ، مسمّيات مىپرستيدند ، جواب ( 2 ) آن است كه : آن كس كه اين گويد معنى آيت نداند ( 3 ) . خداى تعالى بر سبيل انكار و تقريع بر بت پرستان مىگويد : بتان را نام إله بر نهادهاند ، بى آن كه در ايشان از معنى الهيّت چيزى هست از قدرت بر اصول نعم و استحقاق عبادت . پس از اين حديث جز اسمى در دست شما نيست بى معنى ، يعنى مسمّياتى مىپرستى ( 4 ) كه اسم إله بر ايشان مزوّر است ، از اين معنى در دست شما جز دعوى اسم نيست بلا معنى .
ديگر آن كه ، خداى تعالى گفت : أَسْماءً سَمَّيْتُمُوها ( 5 ) . . . ، گفت : نامهايى كه شما نهادى ( 6 ) ، اگر اسم مسمّى باشد ، معنى آن باشد كه مسمّياتى كه شما كردى ( 7 ) و آفريدى ( 8 ) و بلا خلاف ( 9 ) اجسام خداى تعالى آفريند . امّا شبهت ايشان به قول لبيد :
إلى الحول ثمّ اسم السّلام عليكما
و من يبك حولا كاملا فقد اعتذر
جواب ( 10 ) اين آن است كه گوييم : بدين « سلام » ، نام خداى تعالى خواست ، كه از نامهاى خداى تعالى يكى سلام است ، معنى آن است كه : ثمّ اسم اللَّه عليكما . و جوابى ديگر آن كه : اسم صله است كه ايشان الفاظ و كلمات بسيار در كلام آرند ، و غرض ايشان پيوند سخن باشد ، و آن در ( 11 ) معنى زيادت بود ، و اين را نوعى از فصاحت شناسند ، معنى آن باشد كه : ثمّ السّلام عليكما . امّا تعلَّق ايشان بقوله تعالى : تَبارَكَ اسْمُ رَبِّكَ ذِي الْجَلالِ وَالإِكْرامِ ( 12 ) . جواب گوييم كه : اين دليل ماست براى آن كه جملهء قراء « ذى الجلال » ، خوانند ، مگر ابن عامر تنها به « واو » خواند . و چون چنين باشد ، « ذى الجلال » صفت « ربّ » باشد ، و « ربّ » مجرور باشد به اضافت اسم با او . و مضاف بايد كه جز مضاف اليه بود ، كه اضافة الشّىء الى نفسه درست نباشد . و
هامش
( 1 ) . سورهء يوسف ( 12 ) آيهء 40 .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز نسخه بدلها ، بجز فق ، مر از اين .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها : نشناسد .
( 4 ، 5 ) . مىپرستى / مىپرستيد .
( 6 ) . نهادى / نهاديد .
( 7 ) . كردى / كرديد .
( 8 ) . آفريدى / آفريديد .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها آن .
( 10 ) . همهء نسخه بدلها از .
( 11 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : دو .
( 12 ) . سورهء رحمن ( 55 ) آيهء 78 ، ضبط آيه : ذى الجلال .