فَكُلُوا مِمَّا ذُكِرَ اسْمُ اللَّه عَلَيْه ( 1 ) . . . ، و عند اكل تا در خبر آوردهاند كه ، رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - گفت :
إذا سمّى اللَّه العبد على طعام لم ينل الشّيطان منه و إذا لم يسمّه نال منه ،
گفت : چون بنده عند آن كه طعام خواهد خوردن نام خداى تعالى برد ، شيطان از آن طعام تناول نكند ، و چون نام خداى تعالى نبرد ، شيطان از آن بخورد ( 2 ) . پس عند ( 3 ) هر كار كه خواهد كردن ، چون گويد : * ( بِسْمِ اللَّه الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ) * ، معنى آن باشد كه به نام خداى تعالى اين كار مىكنم ، و به تقدير « ابتدا » از اين همه مستغنى شوند ، اعنى چون گويند تقدير چنين كند ( 4 ) كه : بسم اللَّه ابتدى .
و « با » را اصل الصاق بود ، و معنى آن بود كه « فعل » را به « مفعول به » در رساند ، چنان كه : مررت بزيد ، و به معنى استعانت باشد ، چنان كه : كتبت بالقلم ، و به معنى « مع » باشد ، چنان كه : اشتريت الدّار بآلاتها ، [ اى مع آلاتها ] ( 5 ) . و به معنى « في » باشد ، چنان كه : ما بالدّار أحد ، اى ما فيها أحد . و به معنى « تجريد » باشد ، چنان كه : رأيته فرأيت به الاسد . و به معنى « بدل » باشد ، چنان كه : لئن شكرتني فيما اعطيتك . و كما قال الشّاعر :
فلئن فلَّت هذيل شباه
فبما كان هذيلا يفلّ
و « زياده » باشد ، في قوله تعالى : عَيْناً يَشْرَبُ بِها عِبادُ اللَّه ( 6 ) . . . ، و گفتهاند : به معنى « من » است ، و التّقدير « منها » ، و كذلك في قول الشّاعر :
شربت بماء الدّحرضين فأصبحت
زوراء تنفر عن حياض الدّيلم
و معنى اين حرف از اين وجوه بيرون نباشد ، و او هميشه مكسور بود .
سيبويه گفت : علَّت كسر او آن است كه عمل او هميشه جرّ بود ، و جرّ كسر حرف اعراب باشد . و مبرّد گفت : براى آن كسرش كردند كه ردّش با اصل كردند ، و كلمه از ذوات الياء است ، نبينى كه چون خبر دهى از خود ( 7 ) ، گويى : بى ، تى ( 8 ) . و
هامش
( 1 ) . سورهء انعام ( 6 ) آيهء 118 .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها : طعام تناول كند .
( 3 ) . لب ، مب : عبد .
( 4 ) . فق ، مب ، مر : چون گوينده تقدير چنين كند .
( 5 ) . اساس ، ندارد ، از مج افزوده شد .
( 6 ) . سورهء دهر ( 76 ) آيهء 6 .
( 7 ) . آج با خطى متفاوت از متن افزوده : كلمه .
( 8 ) . اساس ، مج ، وز : بييت ، ديگر نسخه بدلها : بيت . گمان ما اين است كه كلمه در نسخهء اصلى شيخ ابو الفتوح ، جدا و به همان صورتى بوده كه در متن آوردهايم ، و كاتبان نسخهها ، نفهميده دو كلمهء « بى و تى با و تا » را پيوسته و به صورت فعل خوانده و ضبط كردهاند .