تعالى گفت ( 1 ) : فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ ( 2 ) . . . ، گوييم : اگر ( 3 ) بر عموم حمل كنند ، تخصيص اين عموم كنند ( 4 ) به اين أدلَّه كه گفتيم . ديگر ، حق - جلّ و علا - گفت :
فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ ( 5 ) . . . ، و ديگر جا گفت : فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ ( 6 ) . . . ، و اتّفاق است كه « هدى » موصوف ( 7 ) مىبايد به صفاتى مخصوص . پس ما و ايشان ، تخصيص اين عموم كنيم به اخبارى كه وارد است به آن كه « هدى » نشايد كه ( 8 ) اعور بود يا اعرج ، يا اعرج ، يا ناقص خلق ( 9 ) ، يا اقصم و مانند اين ، همچنين حكم اين آيت اين باشد - و اللَّه تعالى الموفّق للصّواب ! امّا قراءت اين سورت بر مأموم واجب باشد يا نه : مذهب ما آن است كه بر مأموم واجب نباشد ،
لقول النّبىّ - عليه الصّلوة و السّلام : من صلَّى خلف من يقتدي به فقراءة الامام له قراءة
، گفت : هر كه اقتدا به كسى كند در نماز ، قراءت امام قراءت او باشد ، اگر نماز آن بود كه امام جهر كند ( 10 ) و بر او واجب آن است كه گوش به آواز امام دارد ، لقوله تعالى : وَإِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَه وَأَنْصِتُوا ( 11 ) - الاية . و اگر امام اخفات كند در قراءت ، سنّت آن است كه مأموم « الحمد » بخواند ( 12 ) .
و مالك ( 13 ) انس گفت : چون امام جهر نكند ، واجب باشد مأموم را خواندن قراءت ، و چون جهر كند ، بر او نيست كه الحمد خواند ، و شافعى در قديم همچنين گفت ، و در جديد گفت : قراءت الحمدش واجب است اگر امام جهر كند و اگر اخفات .
و ابو حنيفه و اصحابش گفتند : بر مأموم قراءت « الحمد » نيست ، اگر امام جهر كند و اگر اخفات - و اللَّه اعلم بالصّواب .
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها : واجب ندانند بقوله تعالى .
( 2 ) . سورهء مزّمّل ( 73 ) آيهء 20 .
( 3 ) . آج ، لب ، فق ، وز ، مب ، مر اين .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها : كنيم .
( 5 ، 6 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 196 .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها است .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها : تا .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها و اجدع .
( 10 ) . مج ، دب ، آج ، لب ، فق ، وز به او .
( 11 ) . سورهء اعراف ( 7 ) آيهء 204 .
( 12 ) . اگر امام در نماز إخفاتي است و مأموم همهمهء امام را نشنود ، سنّت است كه تسبيح و ذكر بگويد ، نه اين كه سورهء « حمد » را بخواند ( ويراستار متن ) .
( 13 ) . همهء نسخه بدلها : مالك بن .