تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
متعهد سازد كه به او آزارى نرسانند . آن دو اين درخواست را پذيرفتند . اتابك عز الدين نيز قطب الدين سنجر را با دارائى و خانواده‌اش به ايشان تسليم كرد . آنان به سوى بغداد بازگشتند در حالى كه سنجر را تحت الحفظ بدان جا مىبردند . خليفه نيز مملوك خود ، ياقوت ، را كه امير الحاج بود به استاندارى خوزستان گماشت . وزير خليفه و شرابدار او در ماه محرم سال 608 به بغداد رسيدند و مردم شهر براى استقبال ايشان از شهر بيرون رفتند . آنان وارد بغداد شدند در حالى كه قطب الدين سنجر نيز همراهشان بود . سنجر سوار بر استرى بود كه پالان داشت . در پاى او دو زنجير و در دست هر كدام از سربازانش يك زنجير بود . او تا ماه صفر در زندان به سر برد . در اين ماه جمعى كثير از سرداران و بزرگان بغداد در خانهء مؤيد الدين نايب الوزاره گرد آمدند . مؤيد الدين در حضور ايشان سنجر را فرا خواند و كارهاى زشتى را كه به وى نسبت داده شده بود ، يكايك باز گفت . سنجر به ارتكاب همهء آنها اعتراف كرد . آنگاه مؤيد الدين به مردم گفت : « اكنون دانستيد كه اين مرد به كيفر اعمال خود چگونه