تو خواهم آمد و بر سر تو نيز همان بلائى را خواهم آورد كه بر سر ختائيان آوردم . »
سلطان محمد خوارزمشاه نيز به تجهيز سپاه پرداخت و با لشكريان خويش حركت كرد تا نزديك تاتارها رسيد و اردو زد .
او چون ميدانست كه ياراى برابرى با كشلى خان را ندارد ، به نيرنگبازى و فريبكارى پرداخته بود .
از اين رو هنگامى كه كشلى خان به جايگاه ويژهاى رسيد ، خوارزمشاه به خانواده و بار و بنهء او حمله كرد و هر چه يافت به يغما برد .
همچنين ، هنگامى كه شنيد گروهى از تاتارها از زادگاه خود به راه افتادهاند ، به سر وقت ايشان شتافت و بر آنان حملهور شد .
كشلى خان كه چنين ديد برايش پيغام داد :
« اين كار پادشاهان نيست ! كار راهزنان است . و گرنه چنانچه تو ، همانطور كه مىگوئى ، سلطان هستى ، پس بايد با هم روبرو شويم . يا تو مرا شكست مىدهى و شهرهاى مرا به دست مىآورى ، يا من با تو اين كار را مىكنم . »
خوارزمشاه با او به زنبازى مىپرداخت و آنچه را كه او مىخواست نمىپذيرفت ولى به مردم شهرهاى چاچ و فرغانه و اسفيجاب و كاسان و شهرهاى ديگر آن حدود كه در جهان خرمتر و آبادتر از آنها نبود دستور داد تا كوچ كنند و به شهرهاى اسلامى بپيوندند .
آنگاه همهء آن شهرها را ويران ساخت چون مىترسيد تاتارها بر آن شهرها دست يابند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 214
مساهمون: ابن الأثير
ص٢١٤