بدين جا روى آورده كه ما ياراى برابرى با او را نداريم ، و اگر بر ما چيره شوند و اين جا را بگيرند ، ديگر براى حمله به سرزمين تو نيز مانعى نخواهند يافت .
پس بهتر است كه با لشكريان خويش پيش ما بيائى و ما را در پيكار با ايشان يارى دهى .
ما هم سوگند ياد مىكنيم كه اگر بر آنان پيروزى يافتيم ، به شهرهايى كه از ما گرفتهاى كارى نداشته باشيم و با آنچه در دست داريم ، بسازيم . »
از سوى ديگر ، كشلى خان ، فرمانرواى تاتارها ، نيز به خوارزمشاه پيغام داد :
« اين ختائيان ، بىگمان دشمنان تو و دشمنان نياكان تو و دشمنان ما هستند . بنابر اين ، ما را در جنگ با ايشان يارى كن .
سوگند مىخوريم كه اگر در پيكار با آنها پيروز شديم ، به شهرهاى تو نزديك نشويم و به همان مواضعى كه ختائيان در آن منزل گرفتهاند قانع باشيم . »
خوارزمشاه نيز به هر دوى آنها پاسخ داد :
« من با تو هستم و تو را در برابر دشمنت يارى مىكنم . »
آنگاه با لشكريان خود حركت كرد تا نزديك به جائى رسيد كه آن دو قوم ، يعنى ختائيان و تاتارها با هم نبرد مىكردند .
در آن جا اردو زد ولى با هيچيك از آن دو طايفه آنطور در نياميخت كه معلوم شود او طرفدار يكى از ايشان است .
ختائيان و تاتارها به يك ديگر حمله بردند و سرانجام ختائيان شكست سختى خوردند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 212
مساهمون: ابن الأثير
ص٢١٢