( يعنى : من پيش جوانمرد آمدم در حالى كه از اعمال نيك ، زاد و توشهاى نداشتم بلكه دلى پاك داشتم . چون بدگمانى است اگر هنگامى كه به خانهء جوانمرد مىروى زاد و توشهاى نيز با خود ببرى . )
در اين سال برهان الدين صدر جهان محمد بن احمد بن عبد العزيز بن مازهء بخارى به حج رفت .
او رئيس حنفيان بخارا بود و در حقيقت صاحب بخارا محسوب مىشد .
از سوى ختائيان در آن شهر نيابت مىكرد و به ايشان خراج مىپرداخت .
در راه حج نيكرفتارى پيشه نكرد و هيچ كار نيكى انجام نداد .
هنگامى كه از بخارا وارد بغداد شد در بزرگداشت و احترام او كوشيدند .
ولى هنگامى كه از سفر حج به بغداد بازگشت ، به علت بدرفتارىهائى كه با حاجيان كرده بود هيچكس به دو اعتنائى نكرد .
حاجيان هم او را به جاى « صدر جهان » ، « صدر جهنم » خواندند .
در اين سال ، در ماه شعبان ، شيخنا ابو الحرم مكى بن ريان بن
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 182
مساهمون: ابن الأثير
ص١٨٢