تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
نصير الدين علوى رازى ، ديد ، از خدمت خليفه كناره گرفت آنگاه به خوزستان تاخت و از آن استان آنچه را كه مىتوانست گرفت . سپس به ابو طاهر ، صاحب لرستان ، پيوست . ابو طاهر او را بزرگ شمرد و مورد نوازش قرار داد و دختر خويش را نيز به عقد وى در آورد . پس از درگذشت ابو طاهر كار قشتمر بالا گرفت و مردم لرستان به فرمان وى در آمدند . خليفه عباسى ، الناصر لدين اللّه به سنجر دستور داد تا لشكر خود را گرد آورد و به سراغ قشتمر برود و با وى بجنگد . سنجر به فرمان خليفه رفتار كرد و لشكر خود را گرد آورد و روانه لرستان گرديد . قشتمر براى او پيام فرستاد و پوزش خواست و پيشنهاد كرد كه از اين جنگ دست بردارد و كارى نكند كه با وى بجنگد و از بندگى خليفه چشم بپوشد . سنجر پوزش او را نپذيرفت . او نيز مردم لرستان را گرد آورد و در برابر لشكر خليفه اردو زد و با آنان جنگيد و شكستشان داد . پس از اين پيروزى ، به فرمانرواى فارس ، ابن دكلا ، و شمس الدين ايدغمش ، دارندهء همدان و اصفهان و رى پيغام فرستاد و آن دو را از آنچه روى داده بود آگاه ساخت و گفت : « من توانائى زور آزمائى با لشكر خليفه را ندارم و چه بسا كه لشكر ديگرى از بغداد بدين لشكر افزوده شود و با نيروى بيش‌ترى