تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
درس استاد بود سپس در مدرسه‌اى كه مادر الناصر لدين اللّه ساخته بود به تدريس پرداخت . علم را با عمل توام كرده بود . هم ديندار بود و هم نيكوكار . او را در بغداد براى نيابت مسند قضاء فرا خواندند و از پذيرفتن اين كار خوددارى كرد . وقتى او را به قبول آن مجبور ساختند اندك زمانى آن كار را بر عهده گرفت . بعد ، در يكى از روزها به مسجد ابن المطلب رفت و آنجا منزل گزيد و لنگى بست كه از پشم خشن بود و لباس هميشگى خود را تغيير داد و به وكلا و ساير كسانى كه كارهاى قضائى و حقوقى داشتند دستور داد كه از وى چشم بپوشند . آنقدر در آن مسجد ماند كه ديگر كسى به دنبالش نيامد . سرانجام به خانهء خود برگشت در حالى كه خود را از آن كار آسوده ساخته بود . در اين سال ، شيخ ابو موسى مكى كه در يكى از حجره‌هاى مسجد جامع سلطانى بغداد اقامت داشت ، از بام مسجد افتاد و درگذشت . مردى بود پارسا كه بسيار عبادت مىكرد . در اين سال ، همچنين ، عفيف ابو المكارم عرفة بن على بن بصلاى بندنيجى ، در بغداد در گذشت . مردى بود پارسا كه از دنيا گسسته و به پرستش خداوند پرداخته بود . خدايش بيامرزاد !