تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
الناصر لدين اللّه ، بد گوئى كرد و به او تهمت زد . خليفه نيز دستور داد كه پدرش را بازداشت كنند . مدتى گرفتار بود ، بعد خليفه او را آزاد كرد . بعد ، هنگامى كه سنجر يكى از برادران خويش را كشت ، خانوادهء او و برادران ديگرش كينهء او را به دل گرفتند . در اين سال ، در ماه شعبان ، در ارض المعشوق منزل گرفت . يكى از روزها سوار شد و بيرون رفت در حالى كه برادران و يارانش نيز همراهش بودند . همين كه از ياران خويش جدا شد ، برادرش ، على بن مقلد ، با شمشير ضربتى به او زد كه از اسب سرنگون شد و به زمين افتاد . در اين هنگام همه برادرانش به سرش ريختند و او را كشتند . در اين سال ، غياث الدين خسرو شاه ، صاحب شهرهاى روم ( روم شرقى ) به ترابوزان لشكر كشيد و صاحب ترابوزان را در حلقهء محاصره گرفتار ساخت و عرصه را بر او تنگ كرد زيرا او از فرمان وى سرباز زده بود . به سبب اين پيكار راه‌هاى آبى و خاكى از شهرهاى روم و روس و قبچاق و نواحى ديگر قطع شد و ديگر هيچ كس از هيچ نقطه‌اى به شهرهاى غياث الدين نمىرفت . اهالى روم از اين بابت زيان بسيار ديدند زيرا با مردم نقاط مختلف روابط تجارتى داشتند و داد و ستد مىكردند و به شهرهاى