تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
اين حرف را هم من از آن جهة مىزنم كه به حالت رحم مىكنم و نمىخواهم كشته شوى . » امير ايدغمش به دنبال اين پيام براى روبرو شدن با دشمن روانه شد . مظفر الدين كوكبرى ، صاحب اربل ، همين كه آن پيام را شنيد و از حركت امير ايدغمش آگاه شد تصميم گرفت كه باز گردد . صاحب مراغه كوشيد تا او را در آن جا نگاه دارد و به او گفت : « همهء سرداران ابو بكر بن پهلوان به من نوشته‌اند كه اگر پيششان بروم ، هوادار من خواهند شد . » ولى مظفر الدين سخن او را نپذيرفت و به سوى اربل بازگشت . و از ترس اين كه مبادا او را بگيرند راه سخت و دره‌هاى دشوار و گردنه‌هاى بلند را پيمود . بعد ، هنگامى كه ابو بكر بن پهلوان و ايدغمش به مراغه حمله بردند و آن جا را محاصره كردند ، صاحب مراغه دژى از دژهاى خود را كه سبب اختلاف بود به ابو بكر واگذاشت و بدين گونه با آن دو صلح كرد . ابو بكر نيز دو شهر استوا و اروميه ( رضائيه ) را به اقطاع در اختيار او گذاشت . و از او دست برداشت و بازگشت .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 132 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت