تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
زيرا اگر به خداى جهان از اين سوى برهان نگاه كنيم كه وجود دهنده و هستى بخش جهان است و در مقاله 9 روشن ساختيم كه علت
شرح
بشود بلكه عقلا و شرعا ممنوع است از خوض و بحث در اين مسئله و مانند آن شاهباز انديشه بشر ناتوان است كه بر قله صفات و اسماء الهى عروج كند و به پرواز در آيد . پس قبل از ورود در بحث لازم است قوه عقل و انديشه را نقادى و بررسى نمائيم و حدود توانائى آن را بسنجيم . بعضى از دانشمندان اسلامى معتقدند كه علو و شموخ و برتر بودن ذات اقدس الهى از خيال و قياس و گمان و وهم ايجاب مىكند كه جلو پرواز مرغ انديشه را از اول بگيريم و راه تنزيه بپوئيم و اگر نه در ورطه خطرناك تشبيه خواهيم افتاد . ذات خداوند را به هيچ مخلوقى در هيچ جهتى نمىتوان تشبيه كرد * ( لَيْسَ كَمِثْلِه شَيْءٌ ) * از طرف ديگر هر صفتى از صفات كه ما مىشناسيم صفت مخلوق است نه صفت خالق زيرا آن را از مخلوقى گرفته‌ايم ما مستقيما فقط با مخلوقات سر و كار داريم و هر صفتى كه در ذهن ما نقش مىبندد و آن را كمال مىپنداريم كمالى است كه از طريق مشاهده آن كمال در يك مخلوق در ذهن ما راه يافته است پس اگر خالق را نيز متصف بان صفت بدانيم صفت مشترك ميان او و مخلوقات قائل شده و مخلوقات را با او در آن صفات شبيه و شريك ساخته‌ايم لهذا در حديث وارد شده است : كل ما ميزتموه به اوهامكم فى ادق معانيه فهو مصنوع لكم مردود اليكم و لعل النمل الصغار يزعم ان لله زبانيتين . يعنى هر چه را شما در باريكترين توهمات خود آن را مشخص كنيد و بپنداريد كه او خدا است او خدا نيست او مخلوق و مصنوع و ساخته و پرداخته ذهن شما است شايد مورچه هاى ريز تصورشان اين باشد كه خداوند مانند خود آنها دو شاخك دارد . در اين حديث با لطافت و ظرافت خاصى ذهن بشر از نظر اينكه خود بشر را همواره الگو قرار مىدهد و ذات منزه خداوند را از خودش قياس مىگيرد انتقاد شده است . پس ما به هيچ وجه صفتى از صفات خداوند راه نداريم نه مىتوانيم بگوئيم او عليم است يا قدير است يا حى است يا مريد است يا سميع است
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 127 | السيد محمدحسين الطباطبائي / مرتضى مطهرى