.
شرح
جهان بپذيريم راه منحصر اينست كه از طريق فلسفه كلى و علم وجود وارد شويم همچنانكه در اين مقاله همين راه طى شد و اما اگر فلسفه اولى را به بهانه اينكه يك فن صد در صد تعقلى است و تنها نظريه اى قابل قبول است كه از علوم و تجربيات و تجسسات علوم ريشه بگيرد كنار بگذاريم بايد هميشه از اين اصل به عنوان يك اصل عمومى و فلسفى چشم بپوشيم زيرا تجربيات و آزمايشهاى بشر نسبت به مواردى كه بشر مىخواهد تعميم دهد آنقدر ناچيز است كه قابل تصور نيست ما در روى كره كوچكى به نام زمين زندگى مىكنيم كه نسبت به جهان بزرگ ذرهاى است كه در حساب نايد تجربياتى در مورد مخلوقات اين زمين انجام مىدهيم كه آن هم محدود است به يك عده افراد معدود اگر بنا بشود كه الهامات فكرى ما منحصرا از حواس و آزمايشهاى حسى باشد چگونه ممكن است بتوانيم دائره معلومات خود را تا بى نهايت زمانى و مكانى تعميم دهيم .
برخى از فلاسفه اروپا به كلى از فلسفه اولى و علم كلى رو گرداندند و از طرف ديگر چون عطش فلسفى خود را نمىتوانستند با فرآورده هاى محدود علوم حسى فرو بنشانند به فكر افتادند كه از فرآورده هاى علوم فلسفه كلى و عمومى بسازند از آن جمله هربرت اسپنسر است وى مىگويد معرفت سه درجه دارد درجه نخستين معرفتى است كه توحيد نيافته يعنى معلوماتى پراكنده و جزئى است چنان كه عوام دارند درجه دوم معرفتى است كه نيمه توحيد يافته است و آن علوم و فنون است همچون گياه شناسى و جانور شناسى و زمين شناسى و ستاره شناسى و مانند اينها درجه سوم كه درجه اعلى است معرفتى است كه كاملا توحيد يافته و آن فلسفه است سير حكمت در اروپا .
پل فولكيه در كتاب فلسفه عمومى يا ما بعد الطبيعه ترجمه دكتر يحيى مهدوى مىگويد به نظر اسپنسر تطور عبارت است از تغيرى كه بدان مجموعه اى از امور متجانس به نامتجانس يا امورى كه عدم تجانس آنها كمتر است به