1 اگر فرض كنيم واقعيات عينى متباينات بالذات بوده باشند شدت و ضعف و همچنين تقدم و تاخر معنى ندارد پس شدت و ضعف و تقدم و تاخر خارج از هويت اعيان خارجيه نيست و مقوم ذات آنها است و بايد گفت كه تقدم و تاخر يك رابطه واقعى بين وجودات و موجودات است به طورى كه رابطه عين مرتبطين است .
2 ممكن است فرق گذاشت در يادداشت بالا بين شدت و ضعف و تقدم و تاخر و گفت كه شدت ضعف دليل وحدت تشكيكى حقيقت شديد و ضعيف است به خلاف تقدم و تاخر .
3 به قول صدر المتالهين تعريف شيخ در مقام بيان جامع سبق منقوض است به سبق زمانى و به قول ما منقوض است به اينكه در ترتيب طيفى بعيد و ابعد واحد ملاك هستند يعنى به قول او تعريف جامع نيست و به قول ما تعريف مانع نيست و همچنين منقوض است به نور شديد و ضعيف مگر آنكه گفته شود تقدم بالشرف است و همچنين منقوض است به عدد 8 و 9 مثلا كه بايد عدد 9 قبل از 8 باشد .
4 در تقدم و تاخر اولا سلسله و ترتيب معتبر است و در امور بلا ترتيب تقدم و تاخر نيست ثانيا سنجش با چيزى در آن معتبر
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 284
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٨٤