به پارچه تبديل كرده و بعد پيراهن بسازيم از مورد بحث خارج است زيرا كه مراد ما اينست كه چوب بلا واسطه صلاحيت پيراهن شدن ندارد و در موردى كه مىگوئيم از تخم سيب مثلا انار به دست نمىآيد مراد اينست كه بلا واسطه امكان ندارد ولى بعد از طى مراحلى امكان آن مورد انكار نيست .
4 آيا اين قوه امكان امرى است وجودى يا نه اگر نيست چگونه منشا امرى وجودى مىگردد و اگر وجودى است آيا غير از صورت فعليه ماده مستعد است يا همان است و به عبارت ديگر آيا صورت نوعيه تخم سيب و استعداد سيب شدن دو واقعيت خارجيه است يا يك واقعيت اگر يك واقعيت باشد چطور مىشود كه هم قوه باشد هم فعليت اين حرفى است كه در مقام رد شيخ اشراق گفته شده و ما قبل از اينكه به اين سخن بپردازيم لازم است كه از سنخيت بين قوه و فعل و فاعل و فعل گفتگو كنيم .
5 حكما براى موجودات عالم ماده دو رشته علل قائلند يكى رشته علل عرضى كه در سطح عالم ماده واقع است و ديگر رشته علل طولى كه بايد گفت در عمق عالم ماده واقع است و واجب الوجود در رشته علل طولى است مراد از علل عرضى معدات و از علل طولى علل فاعليه و مفيضه صور است در اصطلاح حكما هر وقت علت و معلول گفته مىشود نظر به رشته علل طولى دارند و از رشته علل عرضى به قوه و فعل تعبير مىكنند بر عكس ماديين كه از علت و معلول غير از رشته عرضى را كه ما قوه و فعل مىناميم نظر ندارند .
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 253
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٥٣