64 آخوند در صفحه 162 حاشيه شفا مىگويد امكان ذاتى و امكان استعدادى هر دو شريكند در اينكه به معناى لا ضرورت وجود و عدمند و چيزى كه هست امكان ذاتى حال ماهيت من حيث هى هى و منشا وى نفس ماهيت است به اعتبار وجود مطلق خواه ماهيت شخصى و خواه ماهيت كلى ولى امكان استعدادى حال موجود شخصى است به حسب كيفيت استعدادى كه منشا قرب و بعد به كمال وجودى است پس امكان به اين معنى حظى از وجود دارد نظير اعدام ملكات بر خلاف آنچه شيخ اشراق و پيروانش گمان كردهاند امكان ذاتى و امكان استعدادى مشترك لفظى نيست و بنا بر اين برهان معروف هر حادثى مسبوق به ماده و مده است برهان شيخ يا قبل از شيخ رجوع شود ناتمام نيست چيزى كه هست بعد از تفتيش معلوم مىشود كه مصداق اين امكان يا موصوف به اين امكان بايد امر وجودى باشد زيرا مخصصات مكانى و زمانى بر او عارض مىشود .
شايد اين بيان آخوند جزء بيانهاى جامع وى باشد .
65 از بيان آخوند در حاشيه شفا ذيل صفحه 165 و 166 معلوم مىشود كه براى قوه انفعاليه نيز مثل قوه فاعله قوه و فعليتى فرض مىكند كه فاعل بالفعل و فاعل بالقوه و قابل بالفعل و قابل بالقوه مىگويد صبى مراهق كه قوه قريبه دارد به رجليت بالقوه رجل است ولى منى بالقوه قوه رجليت را دارد روى اين حساب نمىشود گفت كه حامل همه قوه ها و امكانها هيولاى اولى است بلكه هيولاى ثانيه است هيولاى اولى بالقوه همه قوه ها و
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 249
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٤٩