تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
كه لازمه قدرت . . . بعدها شيخ در ضمن كلمات خود با دو تقرير بافاصله در مقام اثبات سابقه ماده براى هر حادثى بر مىآيد از راه امكان و البته در كلام شيخ تا اندازه اى بين امكان ذاتى و امكان استعدادى خلط شده و ظاهرا تا زمان شيخ اصطلاح امكان استعدادى معمول نبوده و حتى جمله فارابى نيز دلالت ندارد و اين مطلب منشا اشكالاتى بر بيان حكما شده و يا منشا شده كه عقيده متكلمين در باب ثبوت معدومات تقويت شود مثل آنچه در محصل آمده و از طرفى منشا بحث عظيم ديگرى شده راجع به نحوه وجود مواد ثلاث كه آيا وجود عينى دارند يا ذهنى و به غلط آن بحث را به اتباع اشراق و مشاء نسبت داده‌اند و در خود شفا و اشارات بحثى از نحوه وجود مواد ثلاث تا آنجا كه من به ياد دارم نيست و اين بحث منجر به بحث عالى معقولات ثانيه به اصطلاح فلسفى شده و شايد تنها معقولات ثانيه منطقى سابقه قبل از شيخ داشته باشد تامل شود 63 در صفحه 162 حاشيه شفا مىگويد و هذا الامكان هو القوه الاستعداديه و هى لا يكون الا لما فيه نقصان فى القابليه او الفاعليه ظاهر اينست كه مقصود اينست اگر فاعل تام الفاعليه و قابل تام القابليه بود فعليت قهرا حاصل است پس امكان در جايى است كه يا فاعل ناقص باشد يا قابل به طريق منع الخلو و مقصود اين نيست كه اگر مثلا فاعل ناقص القابليه بود و قابل تام القابليه در قابل امكان استعدادى نيست .