52 در همه كلام فخر رازى در مباحث المشرقيه سخنى از امكان استعدادى نيست همچنين در كلام غزالى در تهافت صفحه 105 برهان شيخ را در اشارات ذكر مىكند بدون آنكه متوجه دو معناى امكان ذاتى و استعدادى بشود و از اشارات هم كه دو معناى امكان فهميده نمىشود آيا اول كسى كه به دو معناى امكان متوجه شده خواجه است يا صاحب محاكمات است يا كسى ديگر است بايد ديد ابن رشد در تهافت التهافت چه كرده اگر ابن رشد مانند فخر رازى متوجه نباشد معلوم مىشود مبتكر شيخ اشراق است هر چند زمان شيخ اشراق على الظاهر بر ابن رشد مقدم است .
53 عجيب اينست كه در مباحث المشرقيه مبحث علت و معلول را به دنبال ان يفعل و حركت و زمان را به دنبال ان ينفعل و قوه و فعل را در ضمن مسائل عقل و معقول كه در ضمن كيف ذكر شده ذكر مىكند .
54 به صفحه 410 الهيات شفا راجع به تركب جسم از ماده و صورت و فرق جسم بمعنى انه نوع و جسم بما انه ماده رجوع شود و به حاشيه آخوند صفحات 60 64 .
55 براى اثبات اينكه در نظر شيخ و قدما امكان استعدادى حقيقتى مغاير با امكان ذاتى بوده يا نبوده رجوع شود به صفحه 474 الهيات شفا و به حاشيه آخوند حدود صفحه 169 .
56 استعداد و قبول ذاتى ماده است نه اينكه عرضى او است فارابى و ابن سينا در شفا و شرح تجريد علامه ص 65 و
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 244
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٤٤