صادر نشود امر و نهى و پاداش و كيفر و تعليم و تربيت و دعوت و فداكارى در راه فعل معنى ندارد در اين صورت آيا پاسخ دادن به اين مستشكل به اينكه انسان از اجزاء علت فعل خودش است و فعل انسان بدون انسان وجود خارجى پيدا نمىكند خنده آور نيست
مسائلى كه در اين مقاله بثبوت رسيده
1 در ميان واقعيتهاى خارجى نسبتى بنام نسبت ضرورت داريم كه در مقابل نسبت ديگرى بنام امكان واقع است .
2 هر پديده خارجى تا ضرورت پيدا نكند موجود نخواهد شد .
3 هر موجود خارجى در حال وجود متصف به ضرورت مىباشد .
4 ضرورت وجود هر معلول از ضرورت وجود علتش ترشح مىكند .
5 هر ضرورت بالغير يعنى بواسطه علت منتهى به ضرورت بالذات مىباشد يعنى ضرورت بر دو قسم است بالذات و بالغير .
6 هر سلسله از ضرورتهاى مترتبه بالاخره متناهى است .
شرح
بگوئيم دروغ و تقلب و تحريف به آخرين حد خود رسيده چيز ديگرى نمىتوانيم بگوييم خواننده محترم خودش مىداند كه عقيده اتفاق مناقض عقيده اثبات صانع است و تا كنون در همه جهان يكنفر حكيم الهى هم پيدا نشده كه متمسك به عقيده اتفاق براى اثبات صانع شده باشد .
اگر كسى به اين رساله كوچك 12 صفحه اى مراجعه كند و اطلاعات نسبتا جامعى در اين موضوعات داشته باشد مىفهمد كه چه اندازه در اين رساله كوچك راست و دروغ بهم آميخته شده و مغلطه و سفسطه به كار رفته است