و همين واحد با فعاليت ذاتى خود فعاليت كرده و تدريجا افعال و آثار و حوادثى بوجود آورده و وجود خود را يا بقاء وجود خود را حفظ مىنمايد بوسيله ريشه هاى خود آب و غذا از زمين جذب مىكند و از راه تنه و شاخه و برگ تهويه مىنمايد و بواسطه جهازات داخلى غذاى اندوخته را به همه اطراف جسم خود پخش مىكند و به همين واسطه تغذى و تنميه به عمل مىآورد و زوائد و فضلات را بيرون مىدهد و در هر سال چندى استراحت كرده و به گردآورى و تجهيز نيروى فرسوده خود اشتغال ورزيده و سپس سر گرم نمو گرديده و سبز شده و شكوفه باز كرده و ميوه در آورده و مىرساند دوباره از فعاليت بيرونى افتاده و كار گذشته را از سر مىگيرد .
خلاصه همه اين حوادث خواص و افعال با هسته مركزى خودشان واحد درخت يك جهان كوچكى را تشكيل ميدهند كه همه اجزاء وى بهمديگر بستگى داشته و يك سازمان واحدى را پديد آوردهاند كه در نقطه مركزى وى واحدى بنام جوهر درخت و در شعاع عمل وى موجودات ديگرى بعنوان طفيلى واحد جوهرى نامبرده گرداگردش را گرفته و وابسته وى مىباشند چندى فعاليت واحد نامبرده پديد و پيدا و پس از چندى مىميرد و با سقوط وى همه اين جهان كوچك سقوط كرده و نابود
شرح
كه مطالعات زيادى در انواع مختلف نباتات و حيوانات كردهاند اين فرق را قابل مناقشه دانستهاند و بعضى امتياز اصلى حيوان و نبات را در مواد غذائى آنها دانستهاند زيرا نباتات از مواد جامد تغذى مىكنند بخلاف حيوانات كه از گياه و گوشت تغذى مىكنند و بعضى ديگر هيچيك از اين فرقها را صحيح ندانسته و اختلاف نسبتا اساسى كه در حيوان و نبات يافتهاند همانا اختلاف در وضع ساختمان داخلى سلولهاى تشكيل دهنده آنها مىباشد .
ولى چنين به نظر مىرسد كه اگر فرق حيوان و نبات را مطابق همان چيزى كه