نور الدين ارسلانشاه بن مسعود بن مودود ، صاحب موصل ، در دوم ماه شعبان ، با لشكر خود حركت كرد و به سوى دنيسر روانه شد و در آن جا فرود آمد .
پسر عم او ، قطب الدين محمد بن زنگى بن مودود ، صاحب سنجار ، نيز همين كار را كرد .
پسر عموى ديگر او ، معز الدين سنجر شاه بن غازى بن مودود ، صاحب جزيره ابن عمر با آن دو تن همراهى كرد و هر سه در دنيسر به هم پيوستند تا اينكه عيد فطر را در آن جا جشن گرفتند .
آنگاه در ششم ماه شوال از آن جا به راه افتادند و در حرزم اقامت گزيدند .
لشكر نيز به پاى كوه ماردين رفت تا جائى براى فرود آمدن بجويد .
خواربار و زاد و توشه مردم ماردين به پايان رسيده و بيمارى نيز ميان آنان بسيار شده بود ، چنان كه عده زيادى از آنان نمىتوانستند برخيزند .
نظام يرنقش ، كه در دولت حسام الدين يولق صاحب ماردين ، همه كاره بود و فرمان مىراند ، وقتى كه اين وضع را ديد براى پسر ملك عادل پيام فرستاد و پيشنهاد كرد كه قلعه ماردين را تا مدتى - كه پايان آن را هم ذكر كرد - تسليم او كند به شرط اين كه بگذارد مردم قلعه در اين مدت خواربار و ساير ما يحتاج خود را ، به اندازه لازم ، فراهم آورند و به قلعه ببرند .
پس ملك عادل اين پيشنهاد را پذيرفت و نسبت بدان سوگند ياد كردند و پرچمهاى خود را بر فراز قلعه بر افراشتند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 209
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٠٩