پادشاه انگلستان در دلاورى و فريبكارى و چابكى و پايدارى ، مرد زمان خود بود و از زيركى او ، كه همانند نداشت ، مسلمانان آسيب بسيار ديدند .
صلاح الدين ، همين كه خبر رسيدن پادشاه انگلستان را شنيد دستور داد كه كشتى بزرگى پر از مردان جنگى و تجهيزات و خواربار كنند .
اين كشتى آماده شد و از بيروت به راه افتاد در حالى كه هفتصد مرد جنگى در آن بود .
پادشاه انگلستان به اين كشتى برخورد كرد و با آن روبرو شد و به جنگ پرداخت .
مسلمانانى كه در كشتى بودند ، درين جنگ تا آن جا كه مىتوانستند پايدارى كردند .
وقتى از رهائى خود نا اميد شدند ، فرمانده ايشان ، يعقوب حلبى ، سركرده سلاحداران ، كه او را غلام ابن شقتين مىخواندند ، در ته كشتى رفت و در كشتى سوراخ بزرگى ايجاد كرد تا فرنگيان به كسانى كه در كشتى بودند و ذخائرى كه همراه داشتند ، دست نيابند .
بدين گونه كشتى با آنچه در آن بود غرق شد .
چنان كه پيش از اين گفتيم ، شماره سربازان عكا كاهش يافته بود و اين شهر به سربازان بيشترى نياز داشت .
بعد ، وقتى فرنگيان ارابههاى جنگى ساختند و با اين ارابهها به پيشروى پرداختند ، مسلمانان برخى از آنها را آتش زدند و برخى را گرفتند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 15
مساهمون: ابن الأثير
ص١٥