سوار مىشد و از آن جا به سر وقت فرنگيان مىشتافت كه بر آنان حمله برد تا از پيشروى به سوى عكا باز مانند .
صلاح الدين ، همچنين ، به امير اسامه ، نگهبان بيروت ، نامه نوشت و دستور داد كه آنچه كشتى بادبانى و پاروئى دارد ، آماده كند و آنها را از مردان جنگى پر سازد و به دريا روانه كند تا از رسيدن فرنگيان به عكا جلوگيرى نمايند .
امير اسامه نيز دستور صلاح الدين را به كار بست و كشتىهاى پاروئى را به دريا روانه كرد .
اين كشتىها به پنج كشتى برخوردند پر از سربازانى كه جزو نيروهاى پادشاه انگلستان [ ( 1 ) ] بودند .
او اين سربازان را از جلو فرستاده و خود در قبرس مانده بود كه آن جزيره را بگيرد .
وقتى كشتىهاى مسلمانان با كشتىهاى فرنگيان - يعنى همان كشتىهاى انگليسى روبرو شدند ، مسلمانان بر آنها چيره گشتند و كشتىها را گرفتند و آنچه در كشتىها بود ، از خوراكى و كالا و پول همه را به غنيمت بردند و سربازان را نيز اسير كردند .
صلاح الدين به نايبان ديگرى هم كه در آن نزديكىها داشت نامه نگاشت و دستور داد تا چنان كنند كه كشتىها و سربازان امير اسامه كرده بودند .
اما فرنگيانى كه در عكا بودند به پيكار با كسانى كه شهر را در دست داشتند ادامه دادند . و در تاريخ چهارم جمادى الاولى هفت منجنيق در برابر شهر بر پاى كردند .
صلاح الدين كه چنين ديد ، از شفرعم اردو و بار و بنه خود را
هامش
[ ( 1 ) ] - اين همان « ريچارد شيردل » قهرمان معروف جنگهاى صليبى است .
مترجم