وقتى بدانجا رسيد ، طمع تصرف شهرهاى ديگرى كه در آن نزديكى بودند ، در ذهن او تازه شد .
از اين رو در انديشه افتاد كه شهر حانى را در ديار بكر بگيرد .
بدين جهة آن جا را محاصره كرد و به تصرف در آورد در حالى كه تنها هفتصد سوار همراه داشت .
سيف الدين بكتمر ، فرمانرواى شهر خلاط ، همين كه شنيد تقى الدين شهر حانى را تصرف كرده ، لشكريان خود را گرد آورد و به سر وقت وى شتافت .
شماره سربازان او به چهار هزار سوار رسيد .
با اين همه ، وقتى دو لشكر با هم روبرو شدند و به پيكار پرداختند ، لشكر خلاط در برابر تقى الدين پايدارى نكرد و گريخت .
تقى الدين سر در پى ايشان نهاد و داخل سرزمينشان گرديد .
سيف الدين بكتمر در آن هنگام ، مجد الدين بن رشيق ، وزير شاه ارمن را دستگير كرده و آنجا در قلعهاى به زندان انداخته بود .
وقتى در جنگ با تقى الدين شكست خورد به نگهبان قلعه نوشت كه ابن رشيق را بكشد .
پيكى كه اين نامه را مىبرد ، هنگامى بدانجا رسيد كه تقى - الدين سرگرم پيكار براى تصرف قلعه بود .
تقى الدين نامه را از دست او گرفت و پس از تسخير قلعه ابن رشيق را آزاد كرد .
آنگاه به سوى خلاط رو نهاد و آن شهر را محاصره كرد .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 10
مساهمون: ابن الأثير
ص١٠