تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
فهميديم كه واقعيت خارج هست و فكر ما زائيده وى مىباشد و حال آنكه هر چه را در خارج فرض كنيم فكرى است كه غير از خارج است
شرح
آنجا كه منكر واقعيتهاى خارجى هستند بحسب مشرب فلسفى نه بحسب فطرت خود را در اين مسئله از قيد هر زحمتى راحت نموده‌اند و سخنى با آنان نيست . اما پيروان ماترياليسم ديالكتيك كه خود را نقطه مقابل ايده آليسم معرفى مىكنند در اين مسئله نظريه اى را انتخاب نموده‌اند كه صد در صد مدعاى ايده آليستها را تاييد مىنمايد . مىگويند فكر ادراك جزئى از طبيعت و مولود ساير اجزاء طبيعت است همانطورى كه ساير اجزاء طبيعت در اثر فعل و انفعالات طبيعى بوجود مىآيند مفاهيم و تصورات هم پديده هائى است مادى كه در اثر فعل و انفعال خارج و مغز پيدا مىشوند و رابطه بين اين مفاهيم و خارج جز رابطه اى توليدى وجود ندارد . اينجا اين پرسش پيش مىآيد كه اگر هيچ رابطه اى بين علم و معلوم جز رابطه زايش و توليد وجود ندارد پس اولا معناى واقع نمائى علم يعنى چه و ثانيا هر مفهومى كه در ذهن پيدا شود توجه داشته باشيد كه تمام اطلاعات ما نسبت بخارج از طريق همين مفاهيم است مانند انسان حيوان نبات جماد و غيره نمىتوان گفت مصداق خارجى دارد بلكه همين اندازه مىتوان گفت منشاء خارجى دارد و با توجه به اينكه تمام اطلاعات ما نسبت بخارج بوسيله همين مفاهيم است بايد بگوئيم هيچيك از مفاهيمى كه در ذهن ما است واقعيت خارجى ندارد و اين بعينه سخن ايده آليستها است . و ثالثا اگر علم بالذات واقعنما نيست ما از كجا فهميديم كه واقعيت خارجى هست و اين واقعيت خارجى مولد و منشاء پيدايش اين مفاهيم و تصاوير است . چنانچه خواننده محترم دقت كرده باشد مىداند ماترياليسم ديالكتيك در باب ارزش معلومات كه در حاشيه پيش شرح داديم نظريه اى را انتخاب كرده است كه منتهى بمسلك شكاكان مىشود و اما در اين مسئله مسئله ماهيت علم نظريه اى را انتخاب كرده است كه منتهى بمسلك سوفسطائيان مىشود تحقيق مسئله ماهيت علم بنا بر اصول فلسفه اولى متافيزيك در مقاله چهارم و پنجم خواهد آمد