تصديق وجدانيات باصطلاح منطق نيز صادق و قابل تطبيق است زيرا ما اين پديده ها را آشكار و بى ترديد در خودمان مشاهده مىنماييم در حالى كه خواص عمومى ماده را از قبيل انقسام و تحول درست دقت شود ندارند پس اين گونه پديده هاى نفسانى نيز مادى نخواهند بود .
شرح
آنكه از روى قرائن قطعى علمى ميدانيم كه در فضاى مادى خط و سطح و دايره با اين كيفيت وجود ندارد بلكه در باره دايره مىتوان گفت اصلا در طبيعت وجود ندارد پس اين امور با اين خواص معينى كه در ذهن ما دارند مادى نيستند و ذهن آنها را در فضاى ديگرى كه فضاى ذهن يا فضاى هندسى مىتوان ناميد و با فضاى مادى متفاوت است رسم مىكند .
ما در مسائل هندسى در ذهن خود خطوط و اشكالى رسم مىكنيم و بر روى آنها احكام ثابت قطعى صادر مىكنيم مثلا در ذهن خود دايره يا مثلث رسم مىكنيم و ذهن ما احكام مخصوص دواير و مثلثات را با كمال قطعيت و يقين صادر مىكند رياضيات قطعىترين علوم بشمار آمده و حال آنكه در طبيعت مادى اين احكام بلا موضوع هستند .
فيليسين شاله در متودولوژى [ 1 ] در فصل روش رياضيات بيانى دارد كه در اينجا مورد استفاده است مىگويد اشكال هندسى را ذهن در فضاى موهومى كه شبيه است به مكان محسوس و لكن عين آن نيست رسم مىكند مقصود از مكان محسوس محيطى است كه انسان اشياء خارجى را در آنجا مىيابد اين محيط را انسان بينا بوسيله چشم و اشخاص كور بوسيله لامسه و مدد سامعه درك مىكنند مكان محسوس هميشه پر است از اشياء چون اشيائى كه آن را پر مىكنند گوناگون و از حيث مقاومت مختلف است مكان محسوس غير متجانس است و محدود هم هست زيرا ميدان ديد و مسافتى كه از آن مىتوان صدائى را شنيد محدود مىباشد اما فضاى هندسى بر خلاف مكان محسوس محيطى است تهى و متجانس و بى كران و بى نهايت قابل قسمت .
و خلاصه اين بيان آنكه از راه عدم انطباق خواص ادراكات ما در باره كميات متصله با خواص معينه ماده ناچار بايد اين ادراكات را غير مادى بدانيم[ 1 ] Methodologid