ذراع مىرسيد .
صلاح الدين دستور داد كه سنگ و خاك در آن خندق بريزند و آن را پر كنند .
ولى هيچكس نمىتوانست به خندق نزديك شود زيرا مردم كرك پى در پى با تير و كمان به سوى آنان تير مىانداختند و به وسيله منجنيقها سنگ پرتاب مىكردند .
صلاح الدين كه چنين ديد فرمان داد كه با چوب و خشت سقفهائى بسازند تا سپاهيان بتوانند از زير آن بگذرند و خود را به خندق برسانند بى اينكه نشانه تير يا سنگ قرار گيرند .
اين دستور را به كار بستند .
آنگاه سپاهيان از زير سقفها گذشتند و چيزهائى در خندق ريختند كه آن را پر كند .
در عين حال منجنيقهاى مسلمانان نيز شب و روز قلعه را سنگباران مىكرد .
سر انجام فرنگيانى كه در كرك بودند براى فرمانروا و شهسواران خود پيام فرستادند و زبونى و ناتوانى خود را از نگهدارى كرك شرح دادند و از آنان يارى خواستند .
فرنگيان نيز گرد هم آمدند و شتابان براى كمك به مردم كرك روانه شدند .
صلاح الدين همين كه خبر حركت ايشان را شنيد ، از كرك رفت تا راهشان را بگيرد و با آنان روبرو شود و بجنگد . و پس از شكست دادن آنان به كرك برگردد .
اين بود كه به اردوگاهشان نزديك شد و خيمه زد و فرود آمد
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 9
مساهمون: ابن الأثير
ص٩