ولى به سبب ناهموارى زمين و تنگى و سختى راه ، نتوانست بر آنان دسترسى يابد .
لذا چند روز منتظر ماند كه از آن جا بيرون آيند و بر آنان چيره گردد .
ولى آنان از بيم جان از جاى خود دور نشدند .
صلاح الدين كه چنين ديد از آن جا رفت و چند فرسنگ دور شد . ضمنا كسى را در آن جا گماشت تا او را از حركت فرنگيان آگاه سازد .
فرنگيان ، پس از رفتن صلاح الدين ، شبانه خود را به كرك رساندند .
صلاح الدين وقتى از اين موضوع خبردار شد دانست كه در اين هنگام بر كرك دست نخواهد يافت و به مراد خود نخواهد رسيد .
لذا به سوى شهر نابلس رهسپار شد و در راه خود به هر جا كه رسيد غارت كرد .
وقتى به شهر نابلس رسيد ، آن جا را نيز آتش زد و ويران ساخت و يغما كرد و به كشتن و اسير كردن مردان و زنان و فرزندان پرداخت و در اين كار راه افراط پيمود .
آنگاه از نابلس به شهر سبسطيه رفت .
در سبسطيه آرامگاه و مشهد زكريا عليه السلام است و كنيسهاى نيز وجود دارد .
آن جا گروهى از مسلمانان در بند اسارت گرفتار بودند كه صلاح الدين آزادشان ساخت .
از آن جا به جينين رفت و آن را يغما كرد و ويران ساخت .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 10
مساهمون: ابن الأثير
ص١٠