بنابر اين رهبران موحدين و فرزندان عبد المؤمن بر - فرمانروائى پسر او ، ابو يوسف يعقوب بن يوسف بن عبد المؤمن ، همداستان و هماهنگ شدند و او را از همان زمان كه پدرش مرده بود ، فرمانروا ساختند تا بى فرمانروا نباشند و به خاطر نزديك بودن به دشمن رهبرى داشته باشند كه آنان را همدست و همزبان نگاه دارد .
ابو يوسف يعقوب كه به فرمانروائى برگزيده شده بود به بهترين نحو به كار برخاست و پرچم پيكار بر افراشت .
او با مردم نيكرفتارى مىكرد . ديندار بود و حدود مقررات شرع را يكسان درباره خاص و عام اجرا مىنمود . از اين رو فرمانروائى وى استوار گرديد و در سراسر قلمرو پهناور او همه فرمانبردار وى شدند .
او مرزهاى اندلس را مرتب ساخت و در سراسر مرزها مردان جنگى گماشت .
در شهرهاى ديگر اندلس نيز كه به فرمان وى در نيامده بودند ترتيب پيكار داد . و بالاخره اندلس را سر و سامان بخشيد و به مراكش بازگشت .
پدر او ، يوسف ، نيز مردى خوشرفتار بود . ولى رفتار يعقوب با مردم از رفتار پدرش نرمتر بود .
او دانشمندان را دوست مىداشت و به خود نزديك مىساخت و در كارها با آنان به كنكاش مىپرداخت . آنان نيز به او و خاصان او خدمت مىكردند .
مردم او را دوست داشتند و به او گرويدند و شهرهايى هم كه از فرمانبردارى پدرش سر باز مىزدند ، به فرمان او در آمدند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 6
مساهمون: ابن الأثير
ص٦