ترساندن ما از مسلمانان خيلى طول و تفصيل دادى . شكى نيست كه هواخواه آنها هستى و به آنها گرويدهاى ، و گرنه اين حرف را نمىزدى . اما اينكه گفتى « عده آنها زياد است . » بايد بدانى كه زيادى هيزم به آتش ضررى نمىزند . »
قمص گفت : « منهم يكى از شما هستم . اگر پيشروى كنيد ، پيش مىروم و اگر عقبنشينى كنيد ، عقب مىنشينم . به زودى خواهيد ديد كه چه مىشود . »
بنا بر اين عزمشان قوت گرفت و بر آن شدند كه به سر وقت مسلمانان بروند و با ايشان بجنگند .
لذا از لشكرگاهى كه تا آن زمان در آن بسر مىبردند ، رفتند و به لشكريان اسلام نزديك شدند .
صلاح الدين همين كه خبر حركت ايشان را شنيد ، از طبريه به سوى لشكر خود ، كه ازو چندان دور نبود ، برگشت .
اصولا از محاصره طبريه ، قصدش اين بود كه فرنگيان را از جايگاه خود دور سازد تا بتواند با آنان نبرد كند .
مسلمانان تازه به آب رسيده بودند و چله تابستان و گرماى سختى بود .
فرنگيان از تشنگى رنج مىبردند و نمىتوانستند از آبى كه به دست مسلمانان افتاده بود استفاده كنند .
از بركههاى آب هم گذشته بودند و از بيم مسلمانان نمى - توانستند بدان بركهها برگردند .
از اين رو به همان حال تا روز بعد ، كه روز شنبه بود ، ماندند
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 80
مساهمون: ابن الأثير
ص٨٠