بازگشت صلاح الدين به لشكريان خود و دخول او در ميان فرنگيان
صلاح الدين وقتى مژده شكست خوردن طوائف اسبتاريه و داويه را شنيد و از كشته شدن فرنگيانى كه كشته شده بودند و اسير شدن كسانى كه اسير شده بودند خبردار گرديد ، از كرك برگشت و پيش لشكريانى رفت كه در خدمت پسرش - ملك افضل على - بودند .
ساير مددكاران و سپاهيان نيز به يك ديگر پيوستند و در اطراف او گرد آمدند و همه به راه افتادند .
در آنجا صلاح الدين لشكر خود را سان ديد .
شماره سپاهيان او به دوازده هزار سوار مىرسيد . اينان سربازانى بودند كه همه حقوق و مقررى معين داشتند و سواى لشكريانى بودند كه داوطلبانه خدمت مىكردند .
صلاح الدين قلب لشكر و جناح راست و چپ و همچنين پيشروان و پسروان لشكر ، همه را معلوم ساخت و به هر سرباز جا و