رهسپار شدند كه آن شهر را محاصره كنند .
وقتى به آنجا نزديك شدند دست به تباهكارى گذاشتند و هر جا رسيدند ويران ساختند و هر چه يافتند به يغما بردند و مردم را اسير كردند .
زنان را با خشم و خشونت گرفتند و مجاهد الدين نيز نتوانست آنان را از كارهائى كه مىكردند باز دارد .
زين الدين يوسف ، فرمانرواى اربل ، وقتى خبر هجوم آنان را شنيد با لشكرى كه داشت به سر وقت ايشان شتافت . و هنگامى با آنها روبرو شد كه همه در قريهها پراكنده شده بودند و غارت مىكردند و آتش مىزدند .
او نيز از اين پراكندگى استفاده كرد و فرصت را غنيمت شمرد و به مجرد بر خورد با نخستين دسته از آنان ، خود و لشكرش بر آنان حمله كردند و آنان را شكست دادند .
در نتيجه ، همه شكست خوردند و گريختند .
مردم اربل كه بر آنان پيروز شده بودند ، كالاها و چارپايان و جنگ افزارهاى ايشان را به غنيمت گرفتند .
سپاهيان شكست خورده ، به شهرهاى خود برگشتند .
فرمانرواى اربل نيز پيروزمند به شهر خود باز گشت در حالى كه سود فراوان برده بود .
مجاهد الدين هم به موصل برگشت .
درين باره مىگفت : « من هميشه منتظر بودم كه خداوند بزرگ ، بدرفتارى سپاهيان عجم را كيفر دهد . چون از آنان - چيزهائى ديدم كه گمان نمىكردم هيچ مسلمانى نسبت به مسلمان ديگر
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 4
مساهمون: ابن الأثير
ص٤