شهر از شهرهاى بزرگ مسلمانان در اندلس به شمار مىرفت .
وقتى اين خبر به امير ابو يوسف يعقوب بن يوسف بن عبد المؤمن ، فرمانرواى غرب و اندلس ، رسيد ، لشكريان بسيارى را بسيج كرد و رهسپار اندلس شد و از تنگه جبل الطارق گذشت .
گروه بسيارى از لشكريان خود را نيز از راه دريا فرستاد .
با اين سپاه انبوه وقتى به شلب رسيد ، شهر را در ميان گرفت و به جنگ پرداخت .
كسانى هم كه در شهر به سر مىبردند ، سخت جنگيدند و پايدارى كردند تا سر انجام از پاى در آمدند و زنهار خواستند .
ابو يوسف يعقوب درخواستشان را پذيرفت و آنان را به جان امان داد و شهر را گرفت .
لشكريان او پس از اين پيروزى به شهرهاى خود بازگشتند .
ابو يوسف لشكرى از موحدان را هم با گروهى از اعراب به شهرهاى فرنگيان فرستاد .
اين سربازان چهار شهر را كه فرنگيان چهل سال پيش از آن گرفته بودند ، بار ديگر به تصرف خويش در آوردند .
در ميان فرنگيان نيز كشتار بسيار كردند تا جائى كه پادشاه
هامش
[ ( ) ] بقيه ذيل از صفحه قبل سانش اول ، پادشاه پرتغال ، آن را از تازيان باز گرفت .
فرهنگ فارسى دكتر معين ( از لغتنامه دهخدا )