آنگاه به سوى فرنگيان برگردند و كسانى هم كه در كمين نشستهاند از پشت سرشان در آيند . بدين گونه ، از پيش و پس راه را بر فرنگيان ببندند و كارشان را بسازند .
آنان با اين نقشه حركت كردند و به سر وقت دشمن رفتند .
وقتى كه دو دسته يك ديگر را ديدند و با هم روبرو شدند و به جنگ پرداختند ، سواران مسلمانان عارشان آمد از اينكه به شكست خوردن و گريختن تظاهر كنند .
از اين رو ، ايستادگى كردند و جنگ را ادامه دادند .
دو دسته در برابر يك ديگر پايدارى نشان دادند . در نتيجه ، جنگ سخت شد و كار بالا گرفت .
پيكار ادامه يافت و سربازانى كه در كمينگاهها چشم به راه بودند ، انتظارشان از حد گذشت .
رفته رفته بر جان ياران خود بيمناك شدند و براى يارى دادن به ايشان از كمينگاههاى خود بيرون شتافتند تا به ياران خود برسند .
هنگامى به ايشان پيوستند كه گرم كارزار بودند . و پيوستن اين دسته به آنها كار جنگ را سختتر كرد .
ميان اين دسته چهار تن از سركردگان قبائل ربيعه و طى بودند .
اين چهار تن با آن سرزمين آشنائى نداشتند . از اين رو ، راهى را كه يارانشان مىرفتند نپيمودند و راه دره را پيش گرفتند به گمان اين كه از آنجا به ياران خود خواهند رسيد .
يكى از مملوكان صلاح الدين هم دنبالشان افتاد و از ايشان پيروى كرد .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 223
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٢٣