فرستاد كه آنان را باز گردانند و مراقبشان باشند تا سالم از قلمرو دشمن بيرون آيند .
ولى آن جنگجويان سخن سرداران را گوش ندادند و نپذيرفتند و از حمله به فرنگيان دست بر نداشتند .
فرنگيان نخست گمان مىبردند كه در پشت سر اين جنگجويان عدهاى كمين كردهاند . از اين رو ، دور انديشى به كار مىبردند و به سوى ايشان پيش نمىرفتند .
ولى بعد ، كسانى را فرستادند تا حقيقت امر را بررسى كنند .
فرستادگان خبر آوردند كه اين سربازان از اردوگاه مسلمانان جدا شدهاند و پشت سرشان هم كسانى كمين نكردهاند كه ترس از ايشان موردى داشته باشد .
فرنگيان نيز ، ناگهان همه با هم ، مانند يك فرد واحد ، به آنان حمله بردند و با ايشان جنگيدند و در ريختن خونشان درنگ نكردند .
درين پيكار گروهى از بلند آوازگان ايشان كشته شدند .
تحمل سرگذشت غمانگيزشان براى صلاح الدين و ساير مسلمانان ، سخت ناگوار بود .
اين پيشآمد بدان سبب روى داد كه به خود بيش از اندازه اعتماد داشتند و بىپروائى كردند .
خداوند آنان را بيامرزاد و از آنان خرسند باد .
اين واقعه در نهم جمادى الاولى روى داد .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 220
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٢٠